تبليغاتX
خاتمی باید بیاید
۱- مدتیه اصلا کتاب نخوندم. مثل معتادها تا می رم تو یه کتاب فروشی- تمام تنم درد می گیره!!

۲- اما هنوزم شهروند را می خونم و هنوز هیچ شماره ای نشده که از ۱۵۰۰ تومنی که دادم - پشیمون شده باشم

۳- شهروند دو هفته پیش مصاحبه قشنگی داشت بین بچه های شریعتی (سوسن با احسانمصاحبه کرده بود) این هفته هم خشایار دیهیمی که فیلسوف نسبتا بزرگیه با محمد رضا خاتمی (دبیر کل جبهه مشارکت) مصاحبه کرده. مصاحبه خیلی جالب در اومده. چند تا مطلب هم از تاجزاده- حجاریان- اصغرزاده- عباس عبدی-ستاری فر- محمد علی نجفی-کرباسچی- شریف زادگان و.... داره

یه نقد خوشگل هم داره برا فیلم جونو که پارسال دیدمش و لذت بردم! 

پي نوشت ۱: برنامه چرا خاتمي ، چهارشنبه ۲ مرداد در دفتر جبهه مشاركت به صورت تريبون آزاد برگزار مي شود. ساعت ۶ عصر ، تهران خيابان سميه ، پلاك ۱۸۰. اطلاعات تكميلي را در پست هاي بعدي مي دهم

پي نوشت ۲: توي ميدون فاطمي يه گشت ارشاد هميشه هست و اتفاقا جلوي يه دارو خونه مستقر مي شن!! خيلي روزها ديدم كه خانم هاي گشت ارشاد دارن وسايل آرايشي بهداشتي توي داروخونه را نگاه مي كنن!!!! بلاخره اونا هم دل دارن!!!!!!!!!!!

پی نوشت ۳: این وبلاگ هم دیدنیه که تو معرفی اش نوشته :من " دوشيزه مكرمه " هستم ،‌ وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود .من " زوجه " هستم ، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حكم قاضي دادگاه خانواده قبول مي كند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط ! بدهد.من " زنيكه " هستم‌ ، وقت مرد همسايه ، تذكرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پاركينگ مي شنود .من در ماه اول عروسي ام : " خانم كوچولو ، عروسك ، ملوسك ، خانمي ، عزيزم، عشق من ، پيشي ، قشنگم ، عسلم ، ويتامين و .... " هستم . من در فريادهاي شبانه شوهرم ، وقتي دير به خانه مي آيد ، چند تار موي زنانه روي يقه كتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد ، "سليطه " هستم.من "مادر فولاد زره " هستم وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا " كنيز " شما معرفي مي كند .

+ نوشته شده توسط میثم سعادت در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 11 |

 

سفر مشهد كه فته بودم دو تا اتفاق جالب برايم رخ داد. البته بهانه اين نوشته حرفي بود كه روزهاي آخر يكي از دختران بسيجي به من گفت : «شما حرمت رییس جمهورتون را نگه نمي داريد!»

اولي وقتي بود كه در صحن اعراب نشسته بودم. قبلا و در سفر حج متوجه محبوبيت آقاي رييس جمهور در ميان اعراب و به خصوص شيعيان شده بودم.اين بار نيز شروع كردم به صحبت و از همه جا حرف شد و تا صحبت رسيد به پولوتيك ، ديدم با چه شوري از پرزيدنت ايران صحبت مي كند كه شجاع است و از مواضعش كوتاه نمي آيد و بايد الگويي براي جهان اسلام باشد

دومي همان روز سر نهار در رستوراني در مشهد بود. در ظرف غذا يك تكه شيشه بود. پسر لاغر ريقويي !! 14- 15 ساله مشغول گارسوني بود! صدايش كردم و شيشه ها را نشانش دادم ! يك نگاهي به شيشه كرد و خيلي جدي !!‌(كه از آن لباس و سن و هيكل بر نمي آمد) گفت پيگيري مي شه!! جلوي خنده ام را گرفتم، تا رفت خواهر كوچكم كه اصلا سياست را دوست ندارد و گوش نمي دهد، برگشت و گفت :«احمدي نژاد!!»

احمدي نژاد براي او نماد لاف‌ آمدن و حرف گنده تر از دهان زدن بود.

احمدي نژاد كدام است؟

به اين سوال شما جواب بدهيد

+ نوشته شده توسط میثم سعادت در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 12 |
خانم فتانه شکوهی از دختر های ورودی ۸۱ دانشکده ما بود که وقتی من قبول شدم -انتقالی رفته بود

چند روز پیش کامنتی تو وبلاگم گذاشته بود و موفقیت هادی شادمان را تبریک گفته بود:

 

من که آخر نفهمیدم خوانسار چی داره که دوستیه بچه هاش از همه جا عمیق ترو موفقیت دانشجوهاش از بقیه دانشگاهها بیشتر!
با وجود اینکه دوران دانشجویی من در خوانسار کوتاه بود,اما همیشه از شنیدن موفقیت های هم ترمی هام خوشحال شدم.آقای شادمان بهتون تبریک میگم.
امیدوارم شاهد موفقیت های بیشتر شما باشیم

 

هادی هم جوابشو داد

 

سلام
نمی دونید چقدر خوشحال شدم وقتی میثم بهم گفت بالاخره یکی از هم ترمی هام چاپ کتابم و بهم تبرک گفته . اون هم کسی که فقط یه سال باهاش توی خوانسار بودیم .
خانم شکوهی واقعا ممنونم از تبریکتون ، شما هم همیشه موفق باشید.

میثم جان از تو هم خیلی ممنونم که این مطلب رو تو وبلاگت گذاشتی ، امیدوارم همیشه موفق باشی.

 

این را من محبت معنی می کنم و همینه که بعضی وقتا با تمام وجود می خام یه بار دیگه تو اون فضا زندگی کنم!!!!!!!!!

(این مطلب را از مشهد می نویسم)

+ نوشته شده توسط میثم سعادت در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 16 |

1-     این خیابان زمزم نام دارد. اما مردم دوست دارند پاسگاه نعمت آباد صدایش کنند اسمی قدیمی در محله ای سنتی در حاشیه شهر بزرگی به نام تهران. محله پر است از هر جور آدمی که فکرش را بکنید. خانه های کوچک و جمعیت کم خانواده ها یکی از پر تراکم ترین محلات تهران و البته ایران را به نمایش گذاشته. اما این گزارشی از یک محله نیست. گزارشی از محلی است که قبلا یک کارگاه صنعتی بوده. حالا هم فرقی با یک انباری ندارد. یک انباری پر از آدمهای شیک و تمیز ، یک انباری که آمده است تا تغییر ایجاد کند!!اینجا جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان است

2-     طبق ماده هفتاد و نه قانون كار؛ "به‌كار گماردن افراد كمتر از 15 سال تمام ممنوع است. پس همینجا تکلیف ما معلوم می شود. ما به دنبال اجرای قانون هستیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم سعادت در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 17 |
۲۴ تیر ۱۳۱۸ سید علی حسینی خامنه ای در شهر مشهد به دنیا آمد:

 

دقیقا ایشان ۴۶ ساله بود (یعنی سال ۱۳۶۴) و چهار سال از ریاست جمهوری اش گذشته بود که مجلس خبرگان در یک جلسه مهم و سرنوشت ساز- تصمیم گرفت رهبر بعدی را در زمان حیات رهبر فعلی تعیین کند.  این تصمیم بود که منجر به انتخاب آقای منتظری و سپس ماجراهای بعدی برای ایشان شد.

 دقیقا در همین روز طفلی در اصفهان دیده به جهان گشود که اند (end) باحالیت و آره و ایناست!!ايشان در حال حاضر(يعني دقيقا همين حالا) مشغول وبلاگ نويسي است!!!

تصوير زير ايشان را نشان مي دهد كه لالا كرده و داره خواب مي بينه!!!ي

در تصوير بالا يك جلد كتاب معادلات ديفرانسيل ، يك دستگاه عينك كه روي كتاب قرار دارد ، يك عدد ساك ورزشي مربوط به عكاس (سرهنگ ابوالفضل ميرزايي) کاغذ چیپس و خبر نامه مشارکت را مشاهده می کنید!!

از كليه كساني كه از ديشب تا همين الان از طريق پيامك - كامنت - تماس (منظورم تلفنيه!!) و غيره اين روز خجسته!!!!! را به من تبريك گفتند ، تشكر نموده ، اميدوارم خودشان 23 ساله شوند(يااگر قبلا شده اند گنده تر شوند!!)

راستی به ۵ تا کامنت اول یه شام می دم!!!

+ نوشته شده توسط میثم سعادت در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 12 |