تولد یک خرمگس!!!!!!!!
۲۴ تیر تولدم بود !
به جای همه کسانی که تبریک نگفتن به خورم تبریک می گم!!
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 23  توسط ميثم
|
شعر
شعر را حضرت یاسمن امانی(از بچه های دانشکده) برایم به یادگار نوشت و نمی دانم از کیست....دلم نیامد تنها بخوانمش
از
خانه
که
بیرون
می آیی
دستمالی
سفید
پاکتی سیگار
گزیده شعر
فروغ
و
تحمل بسیار
بیاور
احتمال
گریستن
ما
بسیار
است!
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18  توسط ميثم
|
در خانه دوم هوگو چاوز چه ميگذرد؟
در حالي که ايران خانه دوم هوگو چاوز، رئيسجمهور ونزوئلا خوانده شده و وي با چفيه بر يادبود شهداي دفاع مقدس حضور پيدا کرد، گوشههايي از فساد اخلاقي موجود در سفارت ونزوئلا در تهران افشا شد. پس از تغيير کنسول سفارت ونزوئلا در تهران به دليل يک رسوايي اخلاقي، تعداد زيادي از دختران جوان زير ۲۵ سال ايراني در اين سفارت استخدام و هرچند توانايي زيادي در مترجمي و انجام فعاليتهاي ديپلماتيک دارند، در عوض زينتدهنده مجالس و ميهمانيها و بزمهاي شبانه کارکنان اين سفارتخانه شدهاند.در ميهمانيهاي اين سفارتخانه که با سرو مشروبات الکلي همراه است، دختران ايراني با وضع زنندهاي حضور پيدا ميکنند. کارکنان سفارت ونزوئلا همچنين دختران جوان ايراني را طبق رسم خاصي بين خود قرعهکشي ميکنند.اين در حالي است که هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.گفته ميشود ديپلماتهاي جديد سفارت ونزوئلا که اکثرا بدون سابقه ديپلماتيک هستند، با انداختن چفيه و گرفتن تسبيح، به مزاح ميپردازند.
|
|
اين در حالي است که هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.
گفته ميشود ديپلماتهاي جديد سفارت ونزوئلا که اکثرا بدون سابقه ديپلماتيک هستند، با انداختن چفيه و گرفتن تسبيح، به مزاح ميپردازند. دبير اول سفارت نيز که از کارکنان لجستيک شرکت HP در ونزوئلا بوده، فاقد هرگونه سابقه ديپلماتيک ميباشد و گفته ميشود اين وضعيت حتي مورد طعنه ديگر ديپلماتهاي کشورهاي آمريکاي لاتين شده است.
|
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18  توسط ميثم
|
خواب
دیشب خواب بچه های دانشکده را می دیدم
خواب دیدم خانم (ح...)اولین مدیر مسول من آمده و من ازدواجش را تبریک گفتم
هر روز دلتنگ تر می شم
چه روزهای خوبی بود و حتمن چه روزهای خوبی به انتظارند
راستی امشب جبر خطی را تموم می کنم......من یک فوقی هستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
+|
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13  توسط ميثم
|
زندان زندان زندان........................
به نقل از شاهدان عینی، صبح روز دوشنبه 18 تیرماه ماموران امنیتی با هجوم به ساختمان دفتر سازمان دانش آموختگان(ادوار تحکیم) چندین تن از اعضای این سازمان را بازداشت كردند. گفته میشود بازداشتها در پی آن انجام گرفته كه خانوادههای اعضای بازداشتشده شورای مركزی دفتر تحكیم با حضور در دفتر سازمان دانشآموختگان جلسهای غیررسمی برای بررسی موضوع را تشكیل داده بودند. شاهدان عینی از حضور پرتعداد ماموران و تیراندازی هوایی و شكستن درها در جریان بازداشت این دسته از فعالان سیاسی خبر دادهاند. عبدالله مومنی، بهرام فیاضی، مرتضی اصلاحچی، حبیب حاج حیدری، عزت الله قلندری، مجتبی بیات و مادر آقای محمد هاشمی(دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت)از جمله بازداشتشدگان هستند اما مشخص نیست كه افراد دیگری هم بازداشت شدهاند یا نه. حمله ماموران و تیراندازی انجام شده، وحشت همسایگان و حضور آنها در محل را درپی داشت كه در پی آن ماموران، مردم را با گفتن این جمله متفرق کردهاند:«عملیات بازداشت معتادان موادمخدر است، متفرق شوید.
|
+|
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13  توسط ميثم
|
شعر از سیاوش کسرایی
پسرک! گریه نکن! چوب قلم رو می شکنم
من مثه معلمت، مشقات رو خط نمی زنم
دفتر تازه بیار، مشقای من جریمه نیست
مشق شب رو پاره کن، مشق طلوع رو بنویس
رنگ روزگار نباش! یه دست صدا داره هنوز
بودنت تو دایره، نقطه ی پرگاره هنوز
وقتی دریا می گه نه، تو قطره باش بگو: بله
دسته تیغ تبر، چوب درخت جنگله
همه قصه ها دروغه، دیگه چش براه نباش
قصه رو خودت شروع کن، این مداد رو بتراش
بنویس، جای کبوتر روی ابراس نه ته چاه
بنویس تا بشکنه، طلسم این تخته سیاه
رنگ روزگار نباش! یه دست صدا داره هنوز
بودنت تو دایره، نقطه ی پرگاره هنوز
وقتی دریا می گه نه، تو قطره باش بگو: بله
دسته تیغ تبر، چوب درخت جنگله
هیچ کسی سرور من نیست، این رو صد بار بنویس
سایه ای رو سر من نیست، اینو صد بار بنویس
من خودم یه پا سوارم، اینو صد بار بنویس
رنگ روزگار نباش! یه دست صدا داره هنوز
بودنت تو دایره، نقطه ی پرگاره هنوز
وقتی دریا می گه نه، تو قطره باش بگو: بله
دسته تیغ تبر، چوب درخت جنگله
|
+|
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 23  توسط ميثم
|
برای ستاره های پلی تکنیک
زمان چه زود میگذرد رفقا، آنقدر که در گذرش یادمان می رود تمام روزهای با هم بودن را
پنجاه روز گذشته است، 50 روزی که پاهایتان در شب تا صبحش مچاله بود که دراز نشود و نخورد به دیوار مقابل.. 50 روزی که چشمتان هر چه دیدنی بود در دنیا محدود کرد به چهار دیوار سبز سلول ... 50 روزی که تمام دلخوشی تان، خلاصه شد در بانگ خشن زندانبان که به هواخوری بروید و بنشینید در یک اتاق بزرگتر.. و فکر کنید که اینجا هوا هست و آسمان هست.. گلدانهای زرد شده را در کنار اتاقک هواخوری ببینید و باز فکر کنید.. که اینها درخت است و زیر پایتان چمن.. دراز هم نمی شود کشید در این هواخوری که هوایی ندارد برای فرو دادن.. باید گوشه دیوار روی یک صندلی بنشینید یا گاهی قدمی بزنید و سرتان را بدزدید تا نخورد به لباسهای دیگرانی که شسته شده و پهن روی طناب وسط اتاق
زمان چه زود میگذرد رفقا.. برای ما شاید
آنقدر زود که یادمان میرود در تمام این 50 شب لعنتی، چه بر شما گذشت در لحظه لحظه سکوت بند 209.. در ساعتهای بلند سلول انفرادی
تمام روزهایی را که نور خورشید را با ولع به تماشا نشستید که گوشه سلول را روشن کرده بود.. یا خودتان را آویزان کردید تا از دریچه توری بالای سلول شاید بشود آسمان را دید و ماه را
دیدید بالاخره؟ .. هنوز به مانند قبل است، مثل 50 روز پیش.. مثل شبهای خوابگاه.. .. این ماه را آن موقع ها.. حتی نیم نگاهی نمی کردیم که عادت شده بود برایمان روشنایی شبش.. اما این شب ها.. عجب هیجانی دارد دیدنش.. و چقدر مشقت می کشیم برای دیدنش
پنجاه روز گذشته است و انگار همین دیروز بود که حیاط دانشگاه را طی می کردید از دفتر انجمن تا دفتر ریاست.. از کلاس درس تا خوابگاه.. و چه شبهایی که بر شما نگذشت
حالا 50 روز است که نتوانسته اید حرف بزنید، 50 روز است که هر کس و ناکسی از گرد راه رسیده بر سرتان فریاد زده و ناچار بودید به سکوت.. حالا 50 روز است که حتی زمان رفتن به دستشویی و حمام هم برایتان دل انگیز است که برای لحظه ای شاید ، رها می شوید از تنهایی سلول و راه می روید.. فضا بزرگتر می شود و نفس می کشید در راهروهای پیچ در پیچ این بند
راستی کتف احسان خوب شده است؟ یا هنوز درد دارد و باید کلی در نوبت بماند تا به بهداری برود.. عباس حکیم زاده چه میکند درمیان آن دیوارهای به هم چسبیده..؟.. ستاره هایتان را که برده اید با خودتان، اینجا آسمان عجیب بدون ستاره مانده است
ملالی نیست اما.. بگذارید قاضی حداد خیالش راحت باشد که معاندان با نظام را یافته است.. بگذارید تا می توانند قانون نقض کنند و هیچ از آنچه کتاب قانون است اجرا نشود برایتان.. بگذارید هر چه نامش حقوق بشر، حقوق شهروندی و .. است بی ارزش باشد برایشان.. چه کسی است که شما را گناهکار بداند و دستهای زنجیر شده و اندیشه به اسارت کشیده شده تان را پاس ندارد
چه کسی قرار است رأی بدهد بر بی گناهیتان ؟..
دادگاه انقلاب یا حافظه تاریخی ملتی که همواره مبارزه برای آزادی را ستوده است؟
**
روزهای امتحان است.. صندلی های خالی در کلاس درس، اسارتتان را فریاد می زند ... بگذار صندلی ها خالی بمانند، بگذار تا کوس رسوایی مسئولینی که دانشجویانشان را به جای میزهای درس، روانه زندان می کنند بیش از پیش به صدا در آید.. بگذار اوین دانشگاه شود بار دیگر.. تاریخ را که نمی توان وارونه نوشت برادر
پس بمانید، که برگی از تاریخ هزار هزارساله این مملکت به نام شما پر می شود نه به نام بازجویانتان
|
+|
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 23  توسط ميثم
|
بر اساس نظرسنجی بازتاب؛62 درصد ریزش آرای احمدی نژاد پس از دوسال زمامداری
با گذشت يك هفته از انجام نظرسنجي بزرگ «بازتاب» راجع به گرايش به احمدينژاد دو سال پس از انتخابات رياستجمهوري، نتايج آن اعلام شد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، با شركت بيست هزار كاربر اينترنتي از كامپيوترهاي مستقل ـ كه با آنها تنها يك بار امكان شركت در نظرسنجي فراهم بود ـ نتايج و تجزيه و تحليل آراي نظرسنجي اعلام ميشود:
اين نظرسنجي كه صبح چهارم تير ماه روي سايت «بازتاب» قرار گرفته بود، از بينندگان خواسته بود اعلام كنند، در انتخابات سوم تير و در آينده به احمدينژاد رأي داده و ميدهند، يا نه؟
در اين نظرسنجي، در مجموع بيست هزار و 177 رأي مستقل و غيرتكراري از ميان كاربراني كه اظهار كردهاند در انتخابات سوم تير به دكتر احمدينژاد رأي دادهاند، 5/37 درصد گزينه نخست را برگزيده، اعلام كردهاند، بار ديگر نيز به احمدينژاد رأي ميدهند.
همچنين 5/62 درصد از شركتكنندگان در نظرسنجي كه گفتهاند در سوم تير به دكتر احمدينژاد رأي دادهاند، با انتخاب گزينه سوم اعلام كردند، اين بار به وي رأي نميدهند.
در ميان شركتكنندگاني كه اظهار كردهاند در سوم تير به احمدينژاد رأي ندادهاند، 3/5 درصد با انتخاب گزينه دوم اظهار كردهاند، اين بار به او رأي ميدهند، اما 7/94 درصد كساني كه گفتهاند در سوم تير ماه به احمدينژاد رأي ندادهاند، اعلام كردهاند، اين بار نيز به وي رأي نميدهند.
با اين حساب، نتايج اين نظرسنجي حاكي است، پس از گذشت دو سال، احمدينژاد با 5/62 درصد ريزش آراي كساني كه به وي رأي دادهاند و 3/5 درصد رويش از ميان كساني كه به وي رأي ندادهاند، روبهرو شده و نظر 5/37 درصد از موافقان و 7/94 درصد از مخالفان وي هم تغييري نكرده است.
گفتني است، نظرسنجيهاي اينترنتي به دليل تفاوت جامعه آماري با جامعه طبيعي، دچار تفاوتهايي با نتايج نظرسنجيهاي ميداني نيز هستند.
هرچند با عبور كاربران اينترنتي در كشور از مرز پانزده ميليون اين تفاوت كاسته شده، اما همچنان نميتوان نتايج نظرسنجي اينترنتي را دقيقا با نتايج نظرسنجي ميداني يكسان دانست.
همچنين عدم دريافت آراي تكراري از يك دستگاه رايانه، هرچند امكان تقلب در نظرسنجي را به شدت كاهش ميدهد، اما در عوض از ميان آراي افراد متفاوت كه از يك دستگاه رايانه در نظرسنجي شركت ميكنند، تنها رأي نخست را محاسبه ميكند.
با توجه به حجم بالاي كاربران شركتكننده در نظرسنجي، «بازتاب» آمادگي دارد نتايج مشروح نظرسنجي را كه شامل شماره IP و محل شركتكنندگان است، در اختيار دفتر دكتر احمدينژاد براي بررسيهاي تكميلي قرار دهد.
گفتني است، هر سه نظرسنجي صورتگرفته توسط «بازتاب» كه پيش از دور نخست انتخابات رياستجمهوري نهم، دكتر احمدينژاد موفق به كسب رتبه سوم آرا شد و وي در انتخابات 27 خرداد ماه 1384، رتبه دوم را به دست آورد و اين نشاندهنده نزديكي نتايج نظرسنجي «بازتاب» با نتايج انتخابات رياستجمهوري است.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 21  توسط ميثم
|
مرد عنکبوتی

بلاخره این فیلم را دیدم
بسیار زیبا ساخته شده بود و درست در اوج فیلم مرد عنکبوتی با قرار گرفتن مقابل پرچم آمریکا یه حال به همه داد!!!
به هر حال شما لازم نیست زیاد مقایسه کنید اما امید وارم نقاب و سنگ کاغذ قیچی را هیچ وقت نبینید(حیف وقتتون)
اما یه فیلم زیر پوست شهر به کارگردانی رخشان بنی اعتماد فردا در دفتر حزب مشارکت پخش و نقد می شه من شخصا خیلی این فیلم را دوست داشتم و ۲ بار تو سینما دیدمش
(فعلا تا فردا)
|
+|
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 22  توسط ميثم
|
الان که این مطلب را می نویسم داداشم رفته کنکور بده
هر کس اینجا کامنت بگذاره شیرینی مهمون منه(البته کامنت خوشگل)
امروز فردا وبلاگو خوشگل می کنم
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 11  توسط ميثم
|
یه اتفاق تازه
آخرین روز حضورم در دانشگاه بهترین اتفاقی که می شد افتاد
من فعلا در این مورد چیری نمی گم و منتظر خبر های بهتر می مانم
اما می دونم خیلی خوشحال می شید(فعلا یکی به نفع من)
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 9  توسط ميثم
|