اشتباه
شاعری قبله نما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
آرامش
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
انحنا
شاعری خم میشد
منشی قبله عالم
میشد!
تشویق معده
تاجری پشت تریبون هنر جای گرفت
گفت حضار عزیز!
غرض بنده سخنرانی نیست....
*
دو ساعت دیگر معده آن تاجر
مورد تشویقِ اهل هنر واقع شد!
حضرت علاّمه
به عمل کار برآید
به سخنرانی نیست!
پیچ و مهره
شاعری در چنته هیچ نداشت
بوستانِ طبعش
جز کدو و کاهو و کلم پیچ نداشت!
روح بی معرفتش لق میزد
اهل فن میگفتند:
مهره شخصیتش پیچ نداشت!
خاتمه
شاعری در مشعر
عارفی در عرفات
بر گل روی محمد(ص)
صلوات!
امانت
شاعري وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به «نگهباني» داد!
نان و پسته
شاعري ميلنگيد
ناقدي نان ميخورد!
اشتباه
شاعري قبلهنما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
آرامش
شاعري
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
طريقت نو
زاهدي نوبنياد
راه و رسم عرفا پيشه گرفت
لنگ مرغي برداشت
و به آهنگ حزين آه کشيد:
«مرغ باغ ملکوتم نيم از عالم خاک!»
عطش و دريا
شاعر تشنه
ز دريا ميگفت
اهل بيت سخنش را
به اسارت بردند!
تاجر و تريبون
شاعري پرپر شد
گل کرد!
مراعات نظير
تاجري دسته گلي پرپر ديد
ياد پروانهي کسبش افتاد!
سرقت
شاعري
آينهاي را دزيد
روي آيينهي مسروقه نوشت:
بيدلي در همه احوال خدا با او بود!
تفاّل
تاجري فال گرفت
غزلي لاميه آمد-
تاجر
چيزي از شعر نفهميد اما
چشم مبهوتش را قافيهي «مال» گرفت
تقلا
تاجري قصهنويس
کودکان را به تفاهم ميخواند
مگسي
روي گل لاله تقلا ميکرد!
امضا
تاجري اره برقي آورد.
پاي يک منظره را
امضا کرد!
براعت استهلال
تاجري
مجلس تفسير گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
رابطه
شاعري ضربت خورد
تاجري شعرشناس
در ته حجرهي خود
شربت خورد!
گله و صله
شاعري از غم دوران گله کرد
تاجري خنجر خواست
و سر حوصله
فکر صله کرد!
بس که از شاعر و تاجر گفتم،
رشک زاهد گل کرد،
دستم از کار افتاد،
عرضی ذهن مرا ویران کرد،
حرکت جوهری خودکارم،
پایان یافت.
شعرها از سید حسن حسینی بودن
راستی من به کامنتهای با اسم مستعار جواب نمی دم
ح کیه؟ من کی ام ....................کیه؟
|
+| نويسنده
مرد آزادی در شنبه دوازدهم آبان 1386
|