تبليغاتX
خاتمی باید بیاید
آنچه یافت می نشود - آنم آرزوست
 نتایج انتخابات در استان اصفهان به نقل از خبر گزاری فارس
خميني شهر: سيدمحمد جواد ابطحي ـ اصولگرا

اصفهان: حسن كامران، نيره اخوان بيطرف و حميدرضا فولادگر هر 3 نفر اصولگرا به مجلس راه يافتند و محمدتقي رهبر، محمد كريم شهرزاد، علي اكبر پرورش هر 3 نفر اصولگرا و سيروس اصلاني ـ مستقل كه همگي به مرحله دوم انتخابات راه يافتند.

فلاورجان: سيدناصر موسوي لارگاني ـ مستقل

سميرم: بهروز جعفري ـ اصولگرا

نطنز و قمصر: محمد ضابطي طرقي ـ مستقل

نايين: حسين حسني بافراني - اصولگرا

شهرضا: عوض حيدرپور شهرضايي ـ اصولگرا

برخوار و ميمه: سيد محمود حسيني دولت آبادي ـ اصولگرا

مباركه: سادات موسوي و علي محمد موسوي هر 2 نفر اصولگرا به مرحله دوم انتخابات راه يافتند.

نجف آباد، تيران و كرون: حميدرضا سعادت و محمدمهدي مظاهري هر 2 نفر اصولگرا به مرحله دوم انتخابات راه يافتند.

اردستان: سيد مصطفي طباطبايي نژاد ـ اصولگرا

لنجان: محسن كوهكن ـ اصولگرا

كاشان آران و بيدگل: اصغر گرانمايه پور ـ اصولگرا

گلپايگان و خوانسار: محمدابراهيم نكونام - اصولگرا

چادگان فريدن و فريدون شهر: بهمن محمدي ـ اصولگرا

آمار:

۱۳ اصول گرا در دور اول

۲ مستقل در دور اول

رقابت بین هفت اصول گرا و یک مستقل در دور دوم برای چهار کرسی

نکته مهم : اصفهان فقط در سه حوزه نطتز خمینی شهر و کاشان کاندید اصلی اصلاح طلب داشت و در بعضی شهرها مثل خونسار و فریدن اصلاح طلبان از مستقل ها با گرایشات اصلاح طلبانه حمایت نصفه و نیمه کردند

|+| نويسنده مرد آزادی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386  |
 خبرهای بد
امسال عطا مهاجرانی مقاله ای نوشته بود و از فوت آیت الله توسلی به عنوان مقدمه بد سال آینده یاد کرده بود . من می خواستم تخلف و تقلب در انتخابات را به عنوان خبری بدتر بنویسم که امروز خبر دار شدم ۹ تشریه دیگر لغو امتیاز شدند

مهمترینهاشون نشریه هنری هفت (!) بود

دومیش نشریه دنیای تصویر بود که سالها بود جشن خصوصی بهترینهای سال را برگزار می کرد و حتی جام جم خبرش را تیتر یک می کرد

اما خبری که خیلی دلمو سوزوند مرگ ۲۲ دانشجوی مشهدی مسافر راهیان نور بود که هرسال برای دلخوشی (....) دستور می دن جمعیت بیشتری شرکت کنه

|+| نويسنده مرد آزادی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386  |
 نمایش مسخره
۱-اصلاح طلبان در انتخابات آمریکا - زلاندنو و ایران شکست خوردن!!!!چون هیچ کاندیدایی نداشتن!!!!!!!

۲- دیشب خواب بعضی رفقا را دیدم....چند شبه خواب رفقا را می بینم. وقت کنم یه شعر آبگوشتی تقدیمشون می کنم!!!!

۳- دارم مجله ۲۵۰ صفحه ای و ۲۰۰۰ تومانی شهروند را می خونم

چند تا مقاله از قوچانی

بهنود

مهاجرانی

هاشمی رفسنجانی (۳۲ صفحه خاطرات)

مصطفی مستور

عباس عبدی

هاشمی طبا

فلاحیان

خانیکی

رضا شریفی(رییس دانشجویی مشارکت)

روحانی

علیجانی

ابطحی

رحمانی

زیبا کلام

اشکوری

زیدآبادی(خدایی چه اسم ضایعی داره)*

فرمان آرا

ابولفضل جلیلی(میرزایی خوبی؟)

منیژه حکمت

حبیب رضایی

ایرج کریمی

علی معلم

محمود دولت آبادی

بها الدین خرمشاهی

جمال میرصادقی

جهانگیری

کلانتری

شریعتمداری

نیلی

مدنی

ستاری فر

صفایی فراهانی

جلایی پور

باقی

سوسن شریعتی

کرباسچی

و..........

حدود ۵۰۰ مقاله دیگه عید خوبی را برام تدارک دیده

به موقع نقدش را می ذارم همیناها

|+| نويسنده مرد آزادی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386  |
 لیست یاران خاتمی
|+| نويسنده مرد آزادی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386  |
 برای خاتمی

سلام خاتمي عزيزم

سلام خاتمي قهرمانم

اجازه مي دهي كمي درد دل كنم؟

اصلا وبلاگ مي خواني؟

اصلا چي بهت بگم؟

خسته ام

ببين

سال ديگه منتظرتم

بزار هركي مي خواد هرچي بگه

من اسم تو را نوشتم...

 

 

من ۲۴ اسفند رای میدهم

نه به این نمایش مسخره اعتقاد دارم  نه به پیروزی امیدوارم نه از این لیست خوشم می آید

رای می دهم به حرمت خاتمی که شاید

کاش

بیاید

|+| نويسنده مرد آزادی در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386  |
 سنتوری
پرويز براتي
فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.
|+| نويسنده مرد آزادی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386  |
 برادرا افغانی و مابقی قضایا
۱-جمعه خان میل زده و نوشته محمد رضا علیزاده (دانشجوی ورودی ۷۸ خونسار) تو ارتش افغانستان خدمت می کنه و دوساله که ازدواج کرده

علیزاده محجوب ترین آدمی بود که به عمرم دیدم . هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

۲ بعد از لذت ناک شدن از بادبادک باز خالد حسینی یک کتاب دیگر این نویسنده افغانی مرا معشوق و مشغول خویش ساخت :«هزار خورشید تابان»

۳- بادبادک باز درباره مردان افغان بود و هزار خورشید.... در باره زنان افغان

۴ از بادبادک باز فیلم هم ساخته اند و احتمالا از این یکی هم بسازند به خصوص این که نویسنده روی مسایل جنسی تاکید کرده و این - خوراک آمریکاییهاست به نظر من اگر امثال مهر جویی آن را بسازند یا به خصوص کارگردانان قوی بالیوود فیلم بهتری از آب در می آید

۵-حتمن از هزار خورشید ... لذت می برید چون فرهنگ ما و افغانستان نزدیک هم نیست

فرهنگ ما و افغانستان کاملا مشترک است و متاسفانه ما به سمت پانزده سال قبل آنان (طالبان) در حال حرکتیم

۶-من ترجمه پریسا گنجی را از این کتاب خاندم و بالطبع بهترین ترجمه میدانمش . تا چه پسند شما باشد

۷- کتابی گرفته ام از انتشارات سپاه درباره تاریخ جنگ و فعلا کتاب نیچه را می خواهم بخوانم

۸-به امید سر بلندی افغانستان مسلمان - افغانستان دموکراتیک و افغانستان آزاد از طالبان و هم اجانب

|+| نويسنده مرد آزادی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  |
 شطرنج

به حميد طولابي

 

چهار سال گذشته است . شايد پنج سال. و در همه اين سالها فكر مي كنم آيا شطرنج پنج سال قبلم هنوز همان است كه بود؟

 

اما سر باز به گذشته نگاه نمي كند. شايد شاه و وزير گاب بندي كنند. شايد فيل پشت اسبي از ماشينهاي ميلياردي نشسته باشد. شايد جاي قلعه قصري با شكوه ساخته باشند يا قلعه را زندان كرده باشند. اما سرباز را با اينان كار نيست :«به عشق عاشقم نه بر وصال تو»

 

سرباز براي مبارزه آمده است. اگر وزير و فيل و رخ،به لطف پياده ها مي توانند بيشتر و بيشتر شوند(كه شايد ده قلعه با نُه وزير در يك سمت بازي باشند،اما سربازها هشت تايند و كمتر مي شوند.رند عالم سوز را....از مرگ چه باك؟)كه سرباز براي مبارزه آمده است. تا آخرين نفر و تا آخرين قطره خون!!!...

 

هرچند براي سرباز نقشه مي کشند اما سرباز نقشه نمي كشد كه نقش او فقط سر باختن است. سربازها را دشمن مي كشد كه مبادا موسي در اين سبد نيلي مخفي باشد(مي داني كه اگر سرباز به آخر خط برسند قاطي مي كنند و وزير يك دفعه كودتا ومي شوند و قاتل) ودوست مي كُشد تا فرعون (يا هر كاخ نشين ديگري اين جديدي ها اسمشان چيست؟)بيشتر حكمراني كند!

 

جنگ براي سرباز پايان ندارد!كلاس و شاگرد-استاد به هم وابسته اند . اگر كلاس باشد شاگرد-استاد هم هست و اگر نباشد ، نيست! تا سرباز هست جنگ هم هست و همه حرف من همين !

تا سرباز هست جنگ هم هست.دشمن هم هست حتي اگر آرام پشت ميزي نشسته باشي و به سنگسار عدالت و احتمال آزادي آدمي فكر كني. ناگهان مي آيد و گلوله اي تو را ميهمان بهشت مي كند

 

شطنج سخت است . مخصوصن وقتي هر دو طرف شطرنج سياه با شند. به خصوص وقتي بازي گردانان شطرنج خُمار يا نئشه باشند. به خصوص وقتي جاي شاه خرمگس نشسته باشد . به خصوص وقتي كه مهره ها جا و جهتشان را فراموش كنند و بفروشند. واينجاست كه فقط سرباز مي خواند:

ببين باد از كدام سو مي وزد

تا اين بي ايمانان

بادبان قايق خويش بدانسو گشايند

باد و قايق و سلامت ارزاني شما

ما راهمان را با ستاره ميزان مي كنيم

 

حميدم!

هنوز هم همان شطرنجم. در اولن خانه سفيد يا سياه و راه هرگز گم نخواهد شد

 

يك طرف پياده اند                          يك طرف همه سوار

يك طرف به يك ريال                     يك طرف به صد هزار

 

اين طرف پياده ها                          جاي من جاي ماست

جاي هر كه عاشق است                   جاي هر كه با خداست

 

آن طرف سواره ها                        جاي خوب ديگران

اسب و فيل و گاو و خر                   قاتلان و ظالمان

 

قصر آن طرف طلا                        قصر اين طرف ز خشت

جاي ديگران خلا!                          جاي ما ولي بهشت

 

پيش من بيا عزيز                          در كنار من بجنگ

اسلحه خريده ام                             يك قلم به جاي سنگ

 

|+| نويسنده مرد آزادی در شنبه یازدهم اسفند 1386  |
 خبرها و يك عكس بدون شرح

1ديروز كرج بودم پيش هادي غلامي و البته محسن عسگري(داداش حسن) و يكي از دخترهاي قديمي(زهره سپهري) را ديدم و از فوق خوندن پشيمون شدم بس كه سخت مي گيرن برا همين ننوشتم پس امروز دوتا مطلب مي زارم

2- امروز ختم حميد محدث بود-قبلا يه مطلب براي بورقاني(معاون مطبوعاتي دولت خاتمي) و يكي براي     آيت الله توسلي(رييس دفتر امام)نوشته بودم.به زودي هرسه تاشا ميزارم تو وب

3-مطلب امروز يه عكس بدون شرحه (گوشيم باز عكس مي گيره)

 

|+| نويسنده مرد آزادی در پنجشنبه نهم اسفند 1386  |
 کتابخانه میثم
از امروز با سرعت بیشتری کتاب می خونم لذا در این قسمت وبلاگ درباره آخرین کتابهایی که خوندم نظرمو می نویسم

حتمن اگه کتاب خوبی می شناسید تو کامنتها بنویسید

الان این کتابها دستمه و هر کدومو زودتر بخونم در باره اش می نویسم

۱ هزار خورشید تابان   خالد حسینی(قبلا بادبادک بازشو خونده بودم که محشر ترین کتاب امسالم بود خالد حسینی افغانی مقیم آمریکاست و هر دو کتاب درباره مسائل افغانستانه)

۲ دنیای وارونه    عزیز نسین (نویسنده سوسیالیست ترکیه  که قبلا چنتا داستان کوتاه ازش خوندم این کتاب هم ۵۰ تا از همون قصه های طنز کوتاهه)

۳ صدسال تنهایی گابریل گارسیا مارکز(محسن تولایی نداد بخونم!!!!)

۴ بیم موج سید محمد خاتمی (نویسنده کمنامی در ایران که فقط مهدی رفعتی می شناسدش)

۵ چنین گفت زرتشت فرد ریش نیچه ()

۶ شعرهای گوگوش

۷ یک کتاب که اسمش یادم نیست

|+| نويسنده مرد آزادی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386  |
 چه تماشا دارد مرگ
جلسه دفاعی یکی از دوستانم بودم که اس ام اس مثا پتک خورد تو سرم

حمید محدث هم رفت

 

حمید محدث بچه هیئتمان بود

بچه محل بابا و عموها

رفیق

مهربان و دوست داشتنی

می گفتند سرطانش شفا گرفته اما نگرفته بود

همین

چه تماشا دارد مرگ

(قرار بود برای طولابی عزیزم مطلب بنویسم که ....قست با قرار کاری ندارد)

راستي شيرين (سيده زهرا) علمدار اينجا وبلاگ نويس شد

بگشاي لب  و يادداشتهاي يك دختر ترشيده هنوز هم خوندنيه

مصطفي داوي ارشد را تركوند همين طور خانم حسن نسب چن تا از بچه هاي خونسار هم تو پايان نامش بودن :من و بقيه

|+| نويسنده مرد آزادی در دوشنبه ششم اسفند 1386  |
 
 
بالا