قبل از این که مطلبو شروع کنم اینو بگم که یه نفر گفته (آره خودمم!!) یعنی وقتی داشتم غیبتشو می کردم اینو اس ام اس کرد و من از خجالت ۵ کیلو کم کردم(الان ۸۸تام!!!!)
دو سال پیش، یعنی یک سال بعد از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد در جلسه شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده پزشکی و در تحلیل وضعیت سیاسی و اقتصادی کشورگفته بودم بعید است آقای احمدی نژاد دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند. چندی بعد که برای انجام کاری به محل مجلس شورای اسلامی در بهارستان رفته بودم یکی از خبرنگاران پارلمانی که از دوره ششم مجلس می شناختمش دیدم وضمن صحبت از یکی از نمایندگان تهران که خود در زمره آباد گران به مجلس راه یافته بود نام برد که به او گفته بود که اگر حمایت رهبری نباشد همین الآن دویست امضاء در مجلس برای طرح عدم کفایت رئیس جمهور وجود دارد. اکنون پس از دو سال که خطاهای سیاسی و اقتصادی آقای احمدی نژاد بسیار فزونی یافته و از حد گذشته است و درآستانه تشکیل مجلس هشتم که علی رغم همهء اقدامات خلاف قانون شورای نگهبان و ستاد انتخابات کشور بسیار با مجلس هفتم متفاوت است و این تفاوت را از هیات رئیسه آن می توان دریافت این سوال بصورت جدی تر قابل طرح است که آیا آقای احمدی نژاد خواهد توانست دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند.
در انتخابات مجلس هشتم استراتژی مخالفان اصلاحات بر این استوار بود که با رد صلاحیت های گسترده، اصلاح طلبان را وادار کنند تا از انتخابات کنار بکشند و برای همیشه آنها را از گردونه رقابت های انتخاباتی خارج کنند و برای حفظ ظاهر رقابتی بودن انتخابات خود تبدیل به دو جناح شده و با یکدیگر رقابت کنند.دو جناحی که به تعبیر خودشان هر دو اصولگرا بوده و ذیل مشترکات خود و در این چارچوب بر سر نحوه اعمال سیاست های جزئی تر و و لابد کسب موقعیت ومقام که از آن به فرصت خدمتگزاری یاد می شود با یکدیگر رقابت کنند.
سخنان فرمانده سپاه در مورد این که حمایت از اصولگرایان وظیفه سپاه است مفهوم واقعی خود را زمانی بروز می داد که اصلاح طلبان صحنه انتخابات را ترک کرده و با این کار به تعبیر آنها از چارچوب نظام خارج و غیر خودی تلقی می شدند. در نتیجه این فرصت برای نهاد های رسمی فراهم می شد که تحت عنوان دفاع از نظام به مقابله با آنها بپردازند و یا رسماً از وجه مشترک گفتمان نیروهای سیاسی باقی مانده در صحنه و به تعبیر خودشان "اصولگرایی" حمایت کنند.
اصلاح طلبان با درایت و تیزهوشی متوجه این سیاست مخالفان اصلاحات که با هماهنگی بسیار به اجرا در آمده بود گردیده و با پرهیز از کناره گیری واعلام حضور معترضانه فرصت را از نهادهای دست اندر کار اعمال این سیاست گرفتند و آن را تبدیل به فرصتی برای اتحاد و انسجام خود ساختند. فرمانده محترم سپاه بدون توجه به این که نقشه مخالفان اصلاحات بهم خورده است سخن گفت و چون با عدم ترک صحنه انتخابات توسط اصلاح طلبان آن سخنان مفهوم دخالت نظامیان در رقابت های انتخاباتی احزاب و جناح ها را پیدا کرد با تذکر ناگزیر آشکار روزنامه کیهان که عملاً خط نگهدار مخالفان اصلاحات است سخنان خود را پس از یک هفته پس گرفت.
بیانیه ائتلاف فراگیر اصولگرایان که پس از انتخابات مرحله اول صادر شد آشکار ساخت که آنها چگونه قرار بوده است که جای خالی اصلاح طلبان را در رقابت انتخاباتی پر کنند و بیان می کند که چون اصلاح طلبان صحنه را خالی نکردند آنها ناگزیر شدند فتیله را پایین بکشند و عرصه را به جبهه متحد اصولگرایان واگذارند. با این وجود رقابت های درونی مخالفان اصلاحات که بنا بر مصلحت وجود رقابت سیاسی در صحنه انتخابات مجال بروز یافته بود اکنون تبدیل به یک واقعیت شده و قابلیت آن را ندارد تا بطور دستوری نادیده گرفته ویا پوشانده شود.
آقای آحمدی نژاد پس از سه سال نظارت سهل انگارانه، بی رمق وغیر موثر مجلس هفتم بر او و دولتش که این فرصت را فراهم کرد تا او بتواند بسیاری از نظرات و سیاست های عجولانه و کارشناسی نشده خود را با روش های دستوری اعمال کند اکنون با مجلسی مواجه است که عزم آن دارد تا با اعمال نظارت جدی بر دولت در صدد بازگرداندن هویت و اعتبار از دست رفته مجلس باشد. دولت یله و رها، اکنون به بند کشیده می شود و این به راحتی امکان پذیر نیست چرا که برای ذهن بلند پرواز احمدی نژادی تحمل بند نا ممکن است.
وزرایی که تحت یوق میثاق رئیس جمهور و تهدید به برکناری چاره ای جز تمکین نداشته اند با اضطرابی که بر سر استیضاح وزیر بازرگانی در دولت پدید آمد و خطر لزوم کسب رای اعتماد برای کل کابینه را پیش آورد متوجه شده اند خطر برکناری کمرنگ شده و دیگر جدی نیست. از این رو بتدریج خودی نشان خواهند داد و یک یک با زیر پا گذاشتن میثاق نامه کذ ایی در برابر دستورات خلق الساعه رئیس جمهور که با عقل آنها نیز جور در نمی آید ایستادگی خواهند کرد. آنها بتدریج در خواهند یافت که آقای احمدی نژاد دولت دومی نخواهد داشت که آنها بخواهند وزیرش باشند. آنگاه ترجیح می دهندکه همچون آقای حداد عادل که البته خیلی دیر به خود آمد و سعی کرد با موضع گیری علیه سیاست ها و روش های غلط دولت و رئیس جمهور اعتبار خویش را باز یابد آنها نیز در برابر رئیس جمهور بایستند و حتی اگر برکنار هم شدند آن را همچون آقای دانش جعفری سند برائت خود از تبعات اقدامات دولت در چند سال گذشته بنمایند. ایستادگی رئیس بانک مرکزی در برابر تصمیمات ابلاغ شده رئیس جمهور اولین نمونه این سلسله تحولات در آینده است.
به گمان من آقای احمدی نژاد توانایی ترمز کردن ندارد. علاوه بر این به صرافت ترمز کردن هم نخواهد افتاد او ترجیح خواهد داد با همین سرعتی که تا کنون رانده است پیش برود حتی اگر به دره سقوط کند. ترمز کردن برای او یعنی اعتراف به بطلان همهء آنچه تا کنون گفته و انجام داده است. در این حالت در پایان دوره از او هیچ چیز جز یک خاطره تلخ و بدنامی باقی نخواهد ماند.
اما اگر همچنان با سرعت در مسیر خود پیش برود تا عامل یا مانع دیگری چون مجلس، قوه قضائیه و یا رهبری نظام(1و2و3) او را متوقف کند فرصت این ادعا برای او باقی خواهد ماند که اگر می گذاشتند چه می کردم و چه می شد. در این حالت احمدی نژاد خواهد رفت اما احمدی نژادیّه باقی خواهد ماند وبه گمان من او این را ترجیح خواهد داد.
پاورقی ها:
1. بند 2 اصل 89 قانون اساسی: در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رییس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رییس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رییس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رییس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری میرسد.
2. اصل ۱۱۰ قانون اساسی - وظایف و اختیرات رهبر: بند 8:حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام _ بند 10: عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
3. البته همانطور که در مقدمه آمد تنها حمایت رهبریست که دولت را بر سر قدرت نگه داشته است اگر این حمایت به هر دلیل قطع شود حمایت بدنه سپاه و بسیج نیز قطع خواهد شد و عملاً احمدی نژاد حامی موثر دیگری برای ادامه کار نخواهد داشت.


