تبليغاتX
خاتمی باید بیاید
آنچه یافت می نشود - آنم آرزوست
 تاج زاده : انتخاب خاتمی یک گام به پیش است
اما تحلیل اصلاح‌طلبان این است كه سقوط نظام، ممكن است به سقوط ایران بینجامد. یعنی تمامیت ارضی و استقلال آن از بین برود.....(ادامه مطلب را ببینید)
ادامه مطلب
|+| نويسنده مرد آزادی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  |
 پاسخ به بعضی نظرات حضرات
دو تا از نظرات برام جالب بود ! چون دقیقا خودم را نشانه رفته بود....

اولی را هنگامه نوشته بود (ما دانشجویی به این نام داریم اما شاید یک اسم مستعار باشد)

-آقا میثم.بقیه رو بی خیال شو.تو خودت برا اون چیزی که می خوای چیکار کردی؟

-من فقط یه وبلاگ زدم که همه نظرشونو بگن.... من دوست دارم خاتمی باشه تا دانشجو بودن ارزشش از عضویت در سازمانهای اطلاعاتی- نظامی دانشگاه بیشتر بشه چون خاتمی را دانشجوها میارن و اما.... من هیچ کاری نکردم و بعد ۵ سال پشیمونم. قسمتون می دم به مقدساتتون که نکنه شما هم پشیمون بشید.....

دومی را یه هم دانشکده ای نوشته

آقای سعادت اگه مراقب شما بودن که تا حالا به سلامتی تونسته بودن از دانشکده تشریفتون رو ببرن بیرون. فکر کنم یکی از مشکلات اصلی خود شما باشین... شما لطفا برای دختر ها دل سوزی نکنین... نمی دونم اگه شرایط برای خواهر خودتون هم این طوری بود اجازه این طور سفرها وارتباطها رو میدادین...

من سر از منظورش در نیاوردم!!!! به هر حال ترجیح می دم در مورد زندگی شخصی و بعض ماجراها سکوت کنم (به خصوص توصیه یکی از  عزیزترینانم موثر در این تصمیم بوده)....و اما  خواهر من ۱۶ سالشه و محصله. اما دوسال دیگه که دانشجو می شه آیا به نظر شما دلیلی وجود داره که من بیشتر از اون می فهمم و باید کنترلش کنم؟تازه من ملاک حق نیستم. حق ملاک انسانهاست

حالا اینا را بی خیال

یک شنبه شیرین ترین رانی عمرم را خوردم!!!!!!!!!!!!!!!

 

|+| نويسنده مرد آزادی در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387  |
 تشکل های بی هویت در دانشگاهها
۱- جنجالهای عباس پالیز بان ادامه دارد اما اکنون در برابر یک سوال مهم قرار گرفته ایم: دانشگاهها و تشکل هایی که ایشان را دعوت کرده اند چرا هیچ دفاعی از خود نمی کنند؟

۲ - از سال ۱۳۷۶ که انجمنهای اسلامی یکی یکی با رای دانشجویان تبدیل به پایگاه نیروهای منتقد شد- حاکمیت با ایجاد بسیج  سعی کرد پایگاه خود را حفظ کند . اما در نهایت چارت فعالیت بسیج اجازه فعالیت سیاسی به آن را نمی داد. لذا کم کم تشکلهای بی هویت بعضا یک نفره ای برای مقابله با اصلاح طلبی در دانشگاهها راه افتاد.

۳- جامعه اسلامی یکی از آنهاست.به دستور یک مقام بالا یک سخنران در چند دانشگاه سخنرانی می کند و بعد در کمال وقاحت اعلام می شود نامبرده مسئولیتی نداشته!! اعضای جامعه از کدام گونی سیب زمینی این سخنرانان را پیدا می کنند

۴- تجربه تلخ طبرزدی در مقابل نظام - (او بعد از ۱۸ تیر محکوم به ده سال زندان شد) اینجا در یک بلاگ خوشگل مطالبی در مورد طبرزدی بخونید. من فقط عکس مجله اش را می زارم تا ......

|+| نويسنده مرد آزادی در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  |
 نتیجه گیری و چند راهکار
یکی از دوستان خواسته کامنت ها را حذف کنم من متن کامل و منتخبی از کامنتها را قرار می دم

در این چند روز فضای بدی به دانشکده سایه افکنده .

۱- در حالی که اکثر دوستان از اردوی شیراز لذت مکفی برده اند!! معلوم نیست با چه مجوزی و با چه شکایتی برخوردهایی قرار است با بعضی ها شود

طرح این حرف آنقدر شرم آور است که نیاز به هیچ توضیح اضافی ندارد. هرچند ریاست محترم جمهور مخالفین خود را بزغاله خطاب می کند اما گویا این فکر به نمایندگان ایشان در دانشکده رسیده که دانشجویان گوسفند هستند و باید آنها را چوپانی (هرچند نگهبان دانشکده) همراه فرستاد که البته از استاد و معلم محرم تر و لایق تر و نزدیکتر است. اینجا دانشکده است نه دامشکده!!!!

۲- روند احضار به کمیته ی غیر قانونی انظباطی(که کارمندانش در سه سال اخیر از فعال ترین کارمندان دانشگاهها بوده اند!!!!!) که در این چند سال اخیر در این دانشکده سابقه نداشته است - دوباره از سر گرفته شده است. در حالی که در ظاهر حداقل دو مورد از سه مورد احضار - هیچ دانشجویی شاکی نبوده و تهمت توهین به نوامیس در حالی مطرح می شود که اصلا برخوردی بین خانمها و آقایان در یک مورد صورت نگرفته. به نظر من هدف ایجاد محیط رعب و وحشت بین دانشجویان است و همچنین ایجاد اختلاف بین دختران و پسران. زهی خیال باطل که همه عضو یک پیکریم.

بیا ای دوست اینجا در وطن باش

شریک رنج و شادی های من باش

زنان اینجا چو شیر شرزه کوشند

اگر مردی در اینجا باش و زن باش

۳- برگزاری غیر قانونی انتخابات تشکل هایی که طبق اساسنامه ۲ سال (کانون هلال احمر) و یک سال (شورای صنفی) حق فعالیت دارند- جز تعطیلی نهاد های مستقل در سال انتخابات ریاست جمهوری- دلیل دیگری ندارد. نهادهایی که اعتماد دوستان را به سختی به دست آورده بودند و این ارزش کمی نیست

هرچند یقینا فعالیت مثمر ثمر  شورای صفی و رای بالایی که کانونیان عضو گروه کتاب آوردند نشان می دهد شوراهای قبلی به راحتی می توانند حضور خود را تمدید کنند اما سختی ها و مصائب این مسیر خسته شان ساخته است و شاید این توطئه اخیر......

در مورد راهکارها می نویسم اما شما نیز مرا از نظراتتان محروم نکنید

ابوالفضل میرزایی:

سلام
اوه چه خبره!
چی کار کردید بابا!
در مورد کمیته انضباطی بگم که تا نامه ی کسی رو رییس دانشکده امضا نکنه اعتباری نداره(تجربه دارم!).یعنی نمی دونم چی شده و لی اونجا هم اگر کسی رفت باید بهش بگن کی شکایت کرده(دقیقا مثل دادگاه)
البته این حرفها به شرطیه که صلاحیت کمیته انضباطی رو قبول کرده باشیم!
این را گفتم چون احتمالا دکتر یاوری مسئولیت رااز سر خودش باز میکنه.
بعد حتما اگه کسی میتونه با دکتر مصباح(زییس سابق) تماس بگیره تا راهنمایی های دقیق تری بهتون بگه.
در مورد معینی هم فقط اعتراض عملی جواب میده
یعنی اعتراض باید در چشمش فرو برود!
مثلا ریختن غذا ها در سلف یا جلوی اتاقش یا تحصن جلوی در اتاقش.
در دوره ی ما تجربه ی اولی اتفاق افتاد و بسیار هم جواب داد و تا مدت ها صدایش هم در نمی امد
در مورد کارمندان هم مستقیما به حراست کارکنان اصفهان شکایت ببرید
شاید تاثیر نداشته باشه ولی به مسولین دانشکده خیلی چیزها رو می فهمونه.
من بقیه را نمی شناسم ولی میدونم میثم و قاسم به اندازه ی کافی شجاع و قابل اعتماد هستند
راستی از این مدیر عمومی( با هر چیز دیگه ای) غافل نشید میثم میدونه
دم همتون گرم
موفق باشید
(اگه اعزام نداشتم حتما میومدم)
یا علی

 

مهدی میزایی:

سلام میثم جون
این مسائلی که تازگیا تو دانشکده رخ داده نمی دونم دلیلش چیه یا زیر سر کیه ولی برای این چند تا موضوعی که بهش اشاره کردی , هر راه حلی داری پاکارتم تا آخرش .
بضیا تو این دانشکده اند که مشکل سازند باید درست بشنو این کار هم فقط توسط بضی دیگست که توانایی این کارو دارن .
ازتم تشکر می کنم که تو یکی از اونایی هستی که تو دانشکده می خوای مشکلاتو حل کنی .
یه شعر که از خودته ولی خوب یادم نیست :
حاصل جمع تمام قطره ها می شود دریا بیا دریا شویم .

علیزاده:

خیلی حرکات زشت کارکنان تو دانشکده نادیده گرفته میشه اونوقت به خاطر گفتن این جمله"به آقای م.... ربطی ندارد و من به بابام هم اینقدر چشم نمیگم "در حضور آقایان فرهمند و اسلامی و جمشیدی من دارم به کمیته انظباطی دانشگاه اصفهان ارجاع می شم
اقای م.... ادعا می کنند چون من عضو شورای صنفی هستم برخورد شدیدتری صورت می گیره
مگه قانون برای همه یکسان نیست؟؟؟!!!


البته اینکار سابقه دارهچون قبلا هم برای دو خانم این اتفاق افتاده
انگارانتقاد از معینی جزو جرایم نا بخشودنی است

 

|+| نويسنده مرد آزادی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 افشاگری مفاسد اقتصادی

دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه روز شنبه 14/2/87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشاگری پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور زد.. این افشاگری ها که من از روی متن فیلم سخنرانی او استخراج کرده ام به این شرح است:

١- یکی ازآقایان علما آمد گفت یک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت آیت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و یکی از ٤ امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)

٢- آیت الله… آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه قضایی بسازیم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستیک دنا را مجوزش را بدهید . اقای نعمت زاده هم گفت کارخانه را در ازای 126 میلیارد به شما واگذار می کنیم. در حالی که قیمت واقعی ان 600 میلیارد بود. بعد این اقایان نامه نوشتند به نعمت زاده که تخفیف منظور فرمایید. بعد از بارها نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 600 میلیارد واقعی به 10 میلیارد رساندند. بازآقایان گفتند که ما پول نداریم. 80 درصدش را به اقساط می پردازیم. نعمت زاده قبول کرد. دوباره گفتند بیست درصد بقیه را هم الان نداریم بعد از فروش مستغلات کارخانه می پردازیم. خوب به همین راحتی اقای ایت الله کارخانه را صاحب شد و بعد از مدتی هم این کارخانه را در بورس فروخت.

(دوباره در پی اصرار دانشجویان که نام این آیت الله را میخواستند پالیزار گفت این شخص آیت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه و دبیر جدید جامعه روحانیت حوزه علمیه قم است که چاپلوسانه ترین نامه تاریخ جمهوری اسلامی را اخیرا برای رهبر نوشت. او به همراه محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان استان قم )

3ـ خوب مجددا آقای آیت الله یزدی نامه ای می نویسد برای آقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بیکار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شمال در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود. و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.

4ـ کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید. مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. حالا فکر می کنید چه کسانی هستند اعضای این بنیاد نهج البلاغه. آقای علی اکبر ناطق نوری. رفیق دوست. عسگر اولادی. حسین دین پرور. معزی

5ـ بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی و بنیادی به نام همگرایی اندیشه هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد همگرایی اندیشهمتعلق به حجت الاسلام( فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی امام جمعه حجاب پرور مشهد است).

6ـ دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.

7ـ قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام که هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد اما هنوز موفق به بازداشتش نمی شدیم چرا که تحت الحمایه آقایی ناطق نوری بود.

8ـ در مورد قاچاق سیگار و اینکه اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه ها را بیکار.

9ـ موضوع مهم دیگر که او اشاره کرد در مورد سقوط دو هواپیما و دلایلش بود. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود. پرونده ای هزار صفحه ای این را می گوید. ( این که چه کسی در این ماجرا دست داشته حرفی نزد) اما در مورد سقوط هواپیمای شهید کاظمی (فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه که حدود دو سال پیش هلیکوپترش در غرب ایران سقوط کرد) شهید کاظمی معدن خاک سرخ هرمز را که متعلق به آیت الله خزعلی بود را به علت تخلفات مسدود کرد. بعد از این ماجرا هواپیمایش سقوط کرد. البته صد در صد مشخص نیست که سقوط هواپیما عمدی بوده یا نه!

10ـ در مورد سلطان شکر و مافیای شکر باید بگویم که آنها حاضر بودند 700 میلیارد بدهند که پرونده را از زیر ضرب بیرون ببرند. در مافیای شکر مدللکارگزار و داماد یکی از علمای اعلام.(.مصباح یزدی و یا مکارم شیرازی) است.

11ـ یک سوم جزیره کیش- پارک جنگلی چیتگربه پرونده مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بر می گردد.

در حال حاضر پول هندوانه مصرفی استبل اسب های دختر هاشمی روزی 100 هزار تومان است. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.

پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین دختران از آنها سوء استفاده هایی می کرد که فیلم آن از اتاق او کشف شد.

|+| نويسنده مرد آزادی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  |
 مطلبی از دکتر علی شکوری راد

قبل از این که مطلبو شروع کنم اینو بگم که یه نفر گفته (آره خودمم!!) یعنی وقتی داشتم غیبتشو می کردم اینو اس ام اس کرد و من از خجالت ۵ کیلو کم کردم(الان ۸۸تام!!!!)

دو سال پیش، یعنی یک سال بعد از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد در جلسه شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده پزشکی و در تحلیل وضعیت سیاسی و اقتصادی کشورگفته بودم بعید است آقای احمدی نژاد دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند. چندی بعد که برای انجام کاری به محل مجلس شورای اسلامی در بهارستان رفته بودم یکی از خبرنگاران پارلمانی که از دوره ششم مجلس می شناختمش دیدم وضمن صحبت از یکی از نمایندگان تهران که خود در زمره آباد گران به مجلس راه یافته بود نام برد که به او گفته بود که اگر حمایت رهبری نباشد همین الآن دویست امضاء در مجلس برای طرح عدم کفایت رئیس جمهور وجود دارد. اکنون پس از دو سال که خطاهای سیاسی و اقتصادی آقای احمدی نژاد بسیار فزونی یافته و از حد گذشته است و درآستانه تشکیل مجلس هشتم که علی رغم همهء اقدامات خلاف قانون شورای نگهبان و ستاد انتخابات کشور بسیار با مجلس هفتم متفاوت است و این تفاوت را از هیات رئیسه آن می توان دریافت این سوال بصورت جدی تر قابل طرح است که آیا آقای احمدی نژاد خواهد توانست دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند.

در انتخابات مجلس هشتم استراتژی مخالفان اصلاحات بر این استوار بود که با رد صلاحیت های گسترده، اصلاح طلبان را وادار کنند تا از انتخابات کنار بکشند و برای همیشه آنها را از گردونه رقابت های انتخاباتی خارج کنند و برای حفظ ظاهر رقابتی بودن انتخابات خود تبدیل به دو جناح شده و با یکدیگر رقابت کنند.دو جناحی که به تعبیر خودشان هر دو اصولگرا بوده و ذیل مشترکات خود و در این چارچوب بر سر نحوه اعمال سیاست های جزئی تر و و لابد کسب موقعیت ومقام که از آن به فرصت خدمتگزاری یاد می شود با یکدیگر رقابت کنند.
سخنان فرمانده سپاه در مورد این که حمایت از اصولگرایان وظیفه سپاه است مفهوم واقعی خود را زمانی بروز می داد که اصلاح طلبان صحنه انتخابات را ترک کرده و با این کار به تعبیر آنها از چارچوب نظام خارج و غیر خودی تلقی می شدند. در نتیجه این فرصت برای نهاد های رسمی فراهم می شد که تحت عنوان دفاع از نظام به مقابله با آنها بپردازند و یا رسماً از وجه مشترک گفتمان نیروهای سیاسی باقی مانده در صحنه و به تعبیر خودشان "اصولگرایی" حمایت کنند.
اصلاح طلبان با درایت و تیزهوشی متوجه این سیاست مخالفان اصلاحات که با هماهنگی بسیار به اجرا در آمده بود گردیده و با پرهیز از کناره گیری واعلام حضور معترضانه فرصت را از نهادهای دست اندر کار اعمال این سیاست گرفتند و آن را تبدیل به فرصتی برای اتحاد و انسجام خود ساختند. فرمانده محترم سپاه بدون توجه به این که نقشه مخالفان اصلاحات بهم خورده است سخن گفت و چون با عدم ترک صحنه انتخابات توسط اصلاح طلبان آن سخنان مفهوم دخالت نظامیان در رقابت های انتخاباتی احزاب و جناح ها را پیدا کرد با تذکر ناگزیر آشکار روزنامه کیهان که عملاً خط نگهدار مخالفان اصلاحات است سخنان خود را پس از یک هفته پس گرفت.
بیانیه ائتلاف فراگیر اصولگرایان که پس از انتخابات مرحله اول صادر شد آشکار ساخت که آنها چگونه قرار بوده است که جای خالی اصلاح طلبان را در رقابت انتخاباتی پر کنند و بیان می کند که چون اصلاح طلبان صحنه را خالی نکردند آنها ناگزیر شدند فتیله را پایین بکشند و عرصه را به جبهه متحد اصولگرایان واگذارند. با این وجود رقابت های درونی مخالفان اصلاحات که بنا بر مصلحت وجود رقابت سیاسی در صحنه انتخابات مجال بروز یافته بود اکنون تبدیل به یک واقعیت شده و قابلیت آن را ندارد تا بطور دستوری نادیده گرفته ویا پوشانده شود.
آقای آحمدی نژاد پس از سه سال نظارت سهل انگارانه، بی رمق وغیر موثر مجلس هفتم بر او و دولتش که این فرصت را فراهم کرد تا او بتواند بسیاری از نظرات و سیاست های عجولانه و کارشناسی نشده خود را با روش های دستوری اعمال کند اکنون با مجلسی مواجه است که عزم آن دارد تا با اعمال نظارت جدی بر دولت در صدد بازگرداندن هویت و اعتبار از دست رفته مجلس باشد. دولت یله و رها، اکنون به بند کشیده می شود و این به راحتی امکان پذیر نیست چرا که برای ذهن بلند پرواز احمدی نژادی تحمل بند نا ممکن است.
وزرایی که تحت یوق میثاق رئیس جمهور و تهدید به برکناری چاره ای جز تمکین نداشته اند با اضطرابی که بر سر استیضاح وزیر بازرگانی در دولت پدید آمد و خطر لزوم کسب رای اعتماد برای کل کابینه را پیش آورد متوجه شده اند خطر برکناری کمرنگ شده و دیگر جدی نیست. از این رو بتدریج خودی نشان خواهند داد و یک یک با زیر پا گذاشتن میثاق نامه کذ ایی در برابر دستورات خلق الساعه رئیس جمهور که با عقل آنها نیز جور در نمی آید ایستادگی خواهند کرد. آنها بتدریج در خواهند یافت که آقای احمدی نژاد دولت دومی نخواهد داشت که آنها بخواهند وزیرش باشند. آنگاه ترجیح می دهندکه همچون آقای حداد عادل که البته خیلی دیر به خود آمد و سعی کرد با موضع گیری علیه سیاست ها و روش های غلط دولت و رئیس جمهور اعتبار خویش را باز یابد آنها نیز در برابر رئیس جمهور بایستند و حتی اگر برکنار هم شدند آن را همچون آقای دانش جعفری سند برائت خود از تبعات اقدامات دولت در چند سال گذشته بنمایند. ایستادگی رئیس بانک مرکزی در برابر تصمیمات ابلاغ شده رئیس جمهور اولین نمونه این سلسله تحولات در آینده است.
به گمان من آقای احمدی نژاد توانایی ترمز کردن ندارد. علاوه بر این به صرافت ترمز کردن هم نخواهد افتاد او ترجیح خواهد داد با همین سرعتی که تا کنون رانده است پیش برود حتی اگر به دره سقوط کند. ترمز کردن برای او یعنی اعتراف به بطلان همهء آنچه تا کنون گفته و انجام داده است. در این حالت در پایان دوره از او هیچ چیز جز یک خاطره تلخ و بدنامی باقی نخواهد ماند.
اما اگر همچنان با سرعت در مسیر خود پیش برود تا عامل یا مانع دیگری چون مجلس، قوه قضائیه و یا رهبری نظام(1و2و3) او را متوقف کند فرصت این ادعا برای او باقی خواهد ماند که اگر می گذاشتند چه می کردم و چه می شد. در این حالت احمدی نژاد خواهد رفت اما احمدی نژادیّه باقی خواهد ماند وبه گمان من او این را ترجیح خواهد داد.

پاورقی ها:
1. بند 2 اصل 89 قانون اساسی: در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رییس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رییس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رییس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رییس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری می‌رسد.
2. اصل ۱۱۰ قانون اساسی - وظایف و اختیرات رهبر: بند 8:حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام _ بند 10: عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
3. البته همانطور که در مقدمه آمد تنها حمایت رهبریست که دولت را بر سر قدرت نگه داشته است اگر این حمایت به هر دلیل قطع شود حمایت بدنه سپاه و بسیج نیز قطع خواهد شد و عملاً احمدی نژاد حامی موثر دیگری برای ادامه کار نخواهد داشت.


|+| نويسنده مرد آزادی در شنبه یازدهم خرداد 1387  |
 امکانات تازه وبلاگ
دوست عزیزی که وبلاگ بوسه خونین را می نویسد اخیرا لطف کرده و با یک برنامه نویسی تحت وب کاری کرده که شما در وبلاگ من می توانید همواره پنجره ای برای ورود به خبرگزاری ها- روزنامه ها و ... پیدا کنید

فقط اگر سایت و وبلاگ شما عزیزان از قلم افتاده بگویید تا در اولین فرصت لینک آن را در اینجا قرار بدهم

ضمن اینکه پنجره ها را امتحتن کنید ببینید درست کار می کند یا نه

 

|+| نويسنده مرد آزادی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387  |
 خواندنیها

قسمت معرفی کتابو به وبلاگ عقاید.... انتقال دادم و زیاد هم شاید فرصتی برای معرفی کتاب اینجا نداشته باشم. خواندنی ها را به کتاب ها و مجلات و رسانه ها اختصاص می دم . این اولین مطلب این موضوع

1-      مجله رویش را مجری خوش ذوق صدا و سیما در می آورد. رضا رشید پور در هفتمین شماره نشریه به  سراغ محمد رضا خاتمی و مریم اشراقی رفته و مصاحبه پری از آن در آورده است که به خواندنش می ارزد. نمی گم چی گفته که لوس نشه. نقطه عطفش احتمال حضور دوباره سید محمد در انتخاباته

2-      مجله 40 چراغ (شاید به خاطر رشد سنی من) مدتیه افت کرده ولی مقایسه جالبی بین قهرمانی پرسپولیس و پیروزی خاتمی کرده. عکس روی جلد هم سید محمد خاتمی و افشین قطبیه. بعد از مدتها چندتایی مطلب به درد بخور توش هست از جمله مقالات ورزشی که رهبری فر و نوید کیا و محمود فکری و دیگران نوشتند یا تحلیلها و آمارهای خود مجله از لیگ برتر

3-      از نهضت آزادی تا مجاهدین اسم کتاب لطف الله میثمی است که خاطرات او را در جوانی باز گو می کند. هروقت تمومش کردم در وبلاگ عقاید.... در موردش بیشتر می نویسم. جدا از علاقه فراوانی که به میثمی دارم، کلا جای کتابهای زندگی نامه در ادبیات و سیاست مشهوده و تک ستاره ها را باید قدر شناس بود

|+| نويسنده مرد آزادی در شنبه چهارم خرداد 1387  |
 یازده سال گذشت....
 
|+| نويسنده مرد آزادی در پنجشنبه دوم خرداد 1387  |
 
 
بالا