تبليغاتX
روزهای ایرانی
روزهای ایرانی
من اینجا بس دلم تنگ است ... و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ...
بوی خوب ترشی!

از تمامی دوستانی که این مطلب را می خونن معذرت می خوام

فقط برای خنده !

بعد از محرم می چسبه!

باشه؟

صبا از تهران : من دختری هستم 34ساله دبیر و فوق لیسانس جامعه شناسی.ساکن تهران/شمیران و در یک خانواده ی تحصیلکرده زندگی میکنم.مهربان و کمی شیطون.مودب و دنبال فردی صادق و مهربان که تاکنون ازدواج نکرده باشه و از نظر تحصیلات فوق لیسانس یا بالاترو ساکن تهران باشه و خانواده دوست باشد برای ازدواج دائم می باشم.
ممنون می شم به این آدرس پیام بدید.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12  توسط ميثم   | 

آغاز به فعالیت ستاد آقای خاتمی در استان مرکزی
 

منبع خبر

سلام خاتمي مهربان .

سلام اي سيد خندان .

انگار سالهاست  كه از ديار ما رفته اي . گويا گرد رخوت و سستي بر در و ديوار شهر پاشيده اند. يادت هست وقتي مي خواستي بروي برايمان نامه اي براي فردا نوشتي ؟ امروز همان فرداست. پس چاره‌اي براي امروزمان باش. هرگز باور مي كردي نهالي كه آنگونه پرورش داده بودي ، امروز نحيف و لرزان از سرماي طاقت فرساي بي درايتي و بي كفايتي اينگونه در آستانه‌ي خشكيدن باشد ؟ هرگز باور نمي كرديم كه 4 سال بعد دوباره شرايط را  برايمان به گونه اي رقم زنند كه ناگزير از دعوت تو باشيم.

يادت هست برايمان خواندي :

عشق دردانه است و من غواص و دريا ميكده                         سر فرو بردم در آنجا تا كجا سر بر كنم ؟

9- مهدي درويشي
30- نيما راد
31-مهدي رحيمي
32- حسين رفيعي
33- عبدا... رجوي
34- پگاه ساكي
35- پوريا سوري
36- ميثم سعادت
37- رضا شيريني


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 17  توسط ميثم   | 

بازگشت به آغوش پدر؟ (آیا مرهم درماندگی اصلاح طلبان ، بازگشت به خط امام است؟)
نگاهی به کاندیداهی مهم جریان اصلاحات کنید:

 

۱- سید محمد خاتمی : از روحانیون سرشناس که امام ایشان را فرزند متعهد، فاضل و باتقوای خویش خوانده است که در زمان امام وزیر فرهنگ و رییس ستاد تبلیغات جنگ و مدیر مسئول روزنامه کیهان بوده است.الان چند سايت اينترنتي براي خاتمي فعاليت مي كنند مثل : سایت یاری که خبرگزاری خاتمی است ، سایت موج سوم که برای خاتمی امضا جمع می کند و حدود صد هزار ثبت نام کننده داشته و بلاخره سایت نوروز وابسته به جبهه مشارکت ایران اسلامی 

 

۲- مهدی کروبی : رییس بنیاد شهید و رییس مجلس در زمان امام. از روحانیون نزدیک به امام قبل و بعد از انقلاب و محرم ایشان!  مهدی کروبی رییس مجلس ششم هم بود و خیلی ها معتقدند ریاست او مانع حرکت های دموکراتیک در پارلمان می شد! به جز روزنامه حزب اعتماد ملی ، سایت تغییر به سردبیری محمد قوچانی به نفع کروبی فعالیت می کند.

 

 

مهدي كروبي

۳- عبدالله نوری: نماینده امام در سپاه و نماینده امام در هیئت تدوین قانون اساسی! باز هم روحانی و باز هم با سابقه فراوان همراهی با امام را داراست تا جایی که گفته اند خانه آقای منتظری را تخریب کرده است! به خاطر روزنامه خرداد به زندان رفت و سایتی به همین نام که به خاطر مقابله با خاتمی فیلتر هم نشده از نامزدی او دفاع می کند

 

۴- حسن روحانی : اولین فردی که آیت الله خمینی را امام نامید. از شاگردان و نزدیکان امام خمینی است. ایشان زمان خاتمی مباحث هسته ای را در شورای امنیت ملی پیگیری می کرد و بارها از سوی بسیجیان ، جاسوس خوانده شد. در حال حاضر ایشان رسانه ای ندارد هرچند گفته می شود سایت آفتاب زیر نظر ایشان اداره می شود

۵- میرحسین موسوی: تنها غیر روحانی حاضر در این لیست که حمایت بی دریغ امام از او باعث ابقای او در پست نخست وزیری ایران شد!سایت سایت کلمه حامی میرحسین در انتخابات پیش روست! روزنامه جمهوری اسلامی هم که یکی از پایگاههای اصولگراهاست ، از میرحسن دفاع می کند

 

چهار ملا و یک مکلا-که همگی از نزدیکان درجه یک امام هستند-  مهمترین کاندیداهای اصلاح طلبان برای انتخابات دقیقا ۵ ماه بعد هستند. آیا احمدی نژاد ، قالیباف ، رحیم مشایی ، پورمحمدی ، جهرمی و .... بهتر نماینده ای برای این انقلاب هستند یا این افراد

و سوال دیگر از اصلاح طلبان : با این افراد و نمادها و نشانه ها چقدر به تغییر امیدوارید و چقدر مردم باید به راه شما اعتماد کنند؟

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 12  توسط ميثم   | 

ایام شهادت
وبلاگهای زیادی این روزها برای امام حسین می نویسم

اما من دنبال یک حرف تازه می گردم

پیرهن مشکی به تنم زار می زنه!

تنم می لرزه

دلم برا گریه تنگ شده!

دلم می خواد از مرگ خودم بنویسم!

آیا کسی برای من هم گریه خواهد کرد؟

آیا زندگی کسی را دگرگون می کنم

آیا؟

ایا؟

ایا؟

.......

|+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 14  توسط ميثم   | 

مقام معظم رهبري
امروز مراقب امتحان ديني بودم

همون كتاب كه تو دانشگاه اسمش ميشه معارف و تو دبيرستان ميشه بينش!!

يه سوال اينجوري بود : توشه سفر آخرت چيست؟

يكي از نوابغ جواب داده بود:

مقام معظم رهبري!

|+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 16  توسط ميثم   | 

برای امام حسین
نمی دونم چرا این مطلبو از وبلاگ صادق درویشی انتخاب کردم

شاید چون به دلم نشسته!

پیرهن سیاه رنگ پریده ای بود. خیلی دوست داشتم براق باشد اما پیرهن سیاه کوچکی بودکه رنگِ ماتی داشت و چند سال پشت سر هم همین که محرم می شد مادرم تنم می کرد. خودش هم آستینش را برایم بالا می زد چون می دانست عادت به پیرهن آستین بلند ندارم... بس که تی شرت می پوشیدم. خلاصه من هر سال بزگتر می شدم و انگار پیرهن کوچک تر میشد. محرم برایم همان شمع هایی بود که اینور اونور مسجد قندی روشن می کردیم٬ همان اسفندی که بساطش کنار بساط چای و شربت دمِ در غوغایی می کرد و من فقط بوی اسفند را ماه محرم دوست داشتم...

...

حالا باز محرم که آمده داستان همان است که بود. میان این همه هیأت که هیچ کدام را دوست ندارم بس که از حسین(ع) نمی گویند و از یزید می گویند دلخوشیم به زیر زمین مسجد قندی و صدای گرفته ی مداحش که وقتی از مولوی می خواند شبهای محرم که: اندک اندک جمع مستان میرسند... نمی فهمیدیم چه میگوید ما... نه نه می فهمیدیم حتماً که بغضمان یکهو می شد اشک کوچکی و سُر می خورد و چه احساس خوبی بود... طعم شور اشک خشک شده روی لپ ها و این سرخوشی از اشکی که برای چیزی به غیر نمره و دعوای ناظم و غضب بابا ریخته شده بود.

...

من از کودکی فکر میکردم چرا این مرد تمام نمی شود. چرا تصویر این مرد تنها سوار بر اسبش زیر گرمای آتش خورشید در صحرای کربلا همچنان برایم حد النهایت عاشقیت است. بعد میگویم مگر عاشقیت تمام می شود. دلمان گرفت بس که از یزید و شقاوتش گفتند. کسی نیست مثل جناب مولوی از زیبایی های کربلا بریمان بگوید:

کجایید ای درِ زندان شکسته   بداده وامداران را رهایی

در تمام این سالها نگاهم به همه چیز تغیر پیدا کرده... به سیاست٬ ادبیات٬ دین٬ سینما و هر چیزی که محل فکر کردن باشد. اما احساس می کنم نگاهم به کربلا و حسین وارث زمین خیلی که کامل شود و زمان ها بگذرد باید بشود همان پیرهن سیاه کودکی و شمع هایی که کوچک می شد و کوچکتر... و حسین(ع) که بزرگ می شد و بزرگتر... باید ته اش یک چیز نابی بماند... مثل قدیم ها.

|+| نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14  توسط ميثم   | 

4 دروغ از چهل هزار
ـفر روز پنجشنبه دكتر احمدي‌نژاد به قم قبل از انجام، حاشيه ‌مهمي داشت كه تحت الشعاع بخش‌هايي از سخنراني او قرار گرفت. اين حاشيه مهم، عدم برنامه‌ريزي براي ديدار با مراجع و اكتفا به يك سخنراني در جمع طلاب بود كه برخي اخبار ماه‌هاي پيش را زنده نمود.

چهار ماه پيش و پس از آن كه تذكرات مراجع تقليد در خصوص اظهارات مشايي با بي‌اعتنايي مسئولان دولتي مواجه شد برخي منابع خبري اصولگرا از سردي روابط دولت با بيوت مراجع تقليد خبر دادند. همين سابقه ذهني باعث شد كه در آستانه سفر احمدي نژاد، برخي سايت‌هاي خبري »عدم ديدار او با مراجع تقليد در سفر به قم« را به عنوان تيتر برگزينند. رسانه‌هاي نزديك به دولت هم به جاي آنكه در مورد علت عدم ديدار با مراجع در سفر فعلي توضيح دهند اعلام كردند: »برنامه‌ريزي براي ديدار رئيس جمهور با مراجع تقليد در يك فرصت مناسب، در حال پيگيري است.« البته همزمان با اين سفر يك عضو برجسته جامعه مدرسين حوزه علميه قم- كه تا چند ماه قبل سخنگويي اين تشكل را به عهده داشت - بارديگر بر سردي روابط علما با دولت تاكيد كرد. اما به هر حال قبل از آنكه پاسخي براي اين سوالات پيدا شود اظهار نظر رئيس جمهور باعث شد حاشيه‌فوق‌الذكر فعلاً به فراموشي سپرده شود. احمدي‌نژاددر جمع گروهي از طلاب كه براي تبليغات دو ماهه محرم و صفر آماده عزيمت به اقصي نقاط كشور هستند اظهار داشت: »در طول سه سال گذشته، چهل هزار دروغ و تهمت عليه دولت روا داشته‌اند«‌.

اگرچه آمار ارائه شده توسط رئيس جمهور، كمي عجيب به نظر مي‌رسد اما به هر حال رسانه‌ها موظفند در اين خصوص روشنگري كنند. نگارنده در فرصت چند ساعته پس از سخنراني رئيس جمهور، با مددگيري از حافظه و آرشيو روزنامه‌ها، حداقل4 مورد را يافت كه مسئولان دولتي به صراحت بر دروغ‌بودن آنها تاكيد كرده‌اند. نخستين بار كه رسانه‌ها توسط مسئولان دولت نهمبه دروغ پراكني متهم شدند روز چهارم ارديبهشت 85 بود. در آن روز هنگامي كه احمدي نژاد با اين پرسش مواجه شد كه »براي تحقق شعار آوردن پول نفت بر سر سفره‌هاي مردم چه كرده‌ايد؟« پاسخ داد: »من چنين شعاري نداده‌بودم. روزنامه شرق از قول من نوشت، من هم تكذيب نكردم.«‌‌

پس از اين اظهارات ،رسانه‌هاي مختلف تصاويري از يك تراكت تبليغاتي با تصوير احمدي‌نژاد را منتشر كردند كه در دوره انتخابات رياست جمهوري سال 84 در نقاط مختلف كشور توزيع شد و همين شعار بر روي آن خودنمايي مي‌كرد. يك روزنامه ماجراجوي اصلاح‌طلب هم تصويري از صفحه اول روزنامه كيهان - تاريخ 31 خرداد 84 - را منتشر نمود تا ثابت كند اگر دروغي به رئيس جمهور نسبت داده شده باشد، اين دروغ‌گويي ارتباطي با اصلاح‌طلبان و مخالفان دولت ندارد. كمتر از دو ماه بعد احمدي‌نژاد در جمع مردم همدان اظهار داشت: »برخي رسانه‌ها با تحريك و توليد اخبار دروغ، به دنبال دامن زدن به موج ‌گراني غيرواقعي هستند«. قاعدتاً ده‌ها و صدها مورد از دروغ‌هاي 40 هزارگانه، اخبار متعددي است كه از تريبونهاي گوناگون در خصوص گراني ها منتشر شد و مسئولان دولتي آن را »دروغ« مي‌پنداشتند. اما به هر حال امروز براي بسياري از مردم - و حتي دولتمردان - تشخيص اينكه رسانه‌ها مرتكب دروغ پردازي شده‌بودند و يا مظلومانه مورد تهمت قرار گرفتند كار سختي نيست.

پس از مدتي هنگامي كه مركز پژوهش‌هاي مجلس و بعضي از اقتصاددانان اصولگرا، از تورم 20 درصدي كشور خبر دادند و رسانه‌هاي اصلاح طلب آن را منعكس كردند رئيس جمهور در نيمه دوم ارديبهشت 86 در يك سخنراني و يك گفتگوي تلويزيوني اينگونه آمارها را خلاف واقع و دروغ ناميد. در اين مورد هم براي تشخيص اينكه »آيا مدعيان تورم20 درصدي مرتكب دروغ گويي شدند يا آنكه به خاطر انعكاس يك هشدار دلسوزانه، اتهام دروغ‌گويي به آنها وارد شد؟« نيز زمان زيادي لازم نبود.

چهارمين اتهام دروغ‌گويي رسانه‌ها مربوط به اوايل سال جاري بود. در آن زمان برخلاف انتظار مسئولان دولتي، خبر بركناري وزير اقتصاد زودتر از زمان مقرر به گوش بعضي از نامحرمان رسيد و آنها هم كه گويي دلشان براي »اتهام دروغ گويي « تنگ شده بود همين موضوع را از يار بسيار نزديك رئيس جمهور سوال كردند. او نيز چنين خبري را دروغ‌13 ناميد. لابد انتشار همين دروغ 13در رسانه‌هاي گوناگون هم تشكيل دهنده تعداد قابل توجهي از 40 هزار دروغ عليه دولت بود. در اين نوبت براي آشكار شدن اينكه آيا واقعاً رسانه‌ها مرتكب دروغ‌گويي عليه دولت شده‌اند يا نه، تنها چند ساعت وقت لازم بود! چهار سوژه فوق، نمونه‌هايي است كه رسانه‌ها به صراحت ،متهم به دروغ گويي شدند و اكنون تكليف آنها براي اكثريت قريب به اتفاق مردم آشكار است. اما نمونه‌هاي ديگري نيز هست كه احتمالاً در ليست 40 هزار گانه رئيس جمهور وجود دارد؛ در حالي كه نه رسماً تكذيب شده و نه مسئولان دولتي حاضر به پذيرش رسمي آنها هستند.

زيان 300 ميلياردي ناشي از عدم تغيير ساعت، ادعايي بود كه توسط برخي نهادهاي وابسته به مجلس و قوه قضائيه عليه دولت مطرح شد. مسئولان دولتي در پاسخ به اين ادعاها، تنها به كلي گويي‌هاي مبهم اكتفا كردند، اما تاكنون مشخص نكرده‌اند كه اگر اين ادعاها دروغ بوده است، هزينه ناشي از بي اعتمادي مردم به دولت را چه كسي خواهد پرداخت و در صورت صحت اين ادعاها چه كساني پاسخ گوي 600 ميليارد تومان زيان وارده به كشور در اثر اجراي يك تصميم دولت طي دو سال - 85 و 86 - خواهند بود؟ مورد ديگر مرتبط با اظهارات وزير بركنار شده اقتصاد در ابتداي سال جاري است، او در جلسه توديع خود مسئولان عالي‌رتبه دولتي را مورد انتقاد قرار داد زيرا به ادعاي او، براساس گزارش‌هاي بازرسي يك دامپزشك، تصميمات اقتصادي مي‌گرفته‌اند. اين ادعا نيز تاكنون تكذيب نشده است تا مشخص شود وزير معزول براي انتقام از دولت، مرتكب دروغ گويي شده است و از سوي ديگر به مردم هم گزارش نمي دهند كهبراساس توصيه‌هاي اقتصادي يك دامپزشك، چه تصميماتي اتخاذ شده است؟

 

نمونه بعدي، مرتبط با يكي از معاونان رئيس جمهور است. اين مقام عاليرتبه دولتي در تاريخ ششم شهريور ماه 87 در گفتگو با خبرگزاري رسمي دولتي اظهار داشت: <نماينده‌اي از طرف كردان به دانشكده آكسفورد اعزام شد كه چگونگي موضوع را بررسي كند كه وي اقدام به استخدام وكيل كرد. وكيل انگليسي از طريق مقامات قانوني به سايت اصلي آكسفورد مراجعه و همه اطلا‌عات مربوط به دكتراي كردان را كه در جلسه اخذ راي اعتماد توزيع شده بود از سايت استخراج و با مراجعه به مقامات قضايي - انگليس - صحت مدارك را تاييد و از طريق سفارت ايران براي آقاي كردان فرستاد. من شخصا مدرك را ملا‌حظه كردم> خبرهاي بعدي، نشان داد اصولا‌ً مدركي در كار نبوده است تا اين مقام عالي‌رتبه دولتي آن را ديده باشد! اما تاكنون مشخص نشده است كه آيا خبرگزاري رسمي، مرتكب دروغ‌گويي براي تخريب چهره دولت شده يا آنكه خداي نخواسته آن مقام عاليرتبه ، دروغي گفته و مسئولا‌ن دولتي كه مشغول شناسايي 40 هزار دروغ ضد دولتي بوده‌اند فرصت نكرده‌اند اين دروغ را پيگيري نمايند!

سوژه بعدي اظهارات چند روز قبل وزير بركنار شده نفت است كه يكي از دلا‌يل بركناري خود را مقاومت در برابر انتصاب كردان به عنوان قائم مقام وزير نفت دانست. آيا اين ادعا هم يكي از دروغ‌هايي است كه براي تخريب دولت نهم، بر زبان يك مشاور رئيس جمهور جاري مي شود؟ نمونه پراهميت ديگر، ادعاهايي است كه از دو سال قبل توسط بعضي مسئولان شهرداري تهران مطرح مي‌شد و اخيراً توسط رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس، به صورت دقيق مورد اشاره قرار گرفت. به ادعاي اين نمايند‌ه اصولگراي مجلس هشتم، تعلل سوال‌برانگيز دولت براي تخصيص اعتبارات مترو، موجب تحميل حداقل 52 ميليون يورو (حدود 70 ميليارد تومان) زيان به كشور شده است. آيا اين ادعا هم يك دروغ براي تخريب است يا آنكه مسئولا‌ن دولتي به خاطر رقابت‌هاي سياسي، زيان ده‌ها ميليارد توماني به مردم وارد كرده‌اند اما با آنها برخورد نشده است؟ آخرين نمونه، مربوط به چند آقازاده وابسته به عالي‌ترين مقامات دولت نهم است. چند روز قبل برخي سايت‌هاي خبري، ليستي از يك گروه ويژه حاجيان را منتشر كردند كه نشان مي‌داد فرزندان دو مقام عاليرتبه دولت نهم به صورت خارج از نوبت و در كارواني ويژه به حج اعزام شده‌اند. نام چند مشاور عالي‌رتبه دولتي نيز در اين خبر به چشم مي‌خورد در حالي كه اين مشاوران، قبلا‌ً نيز توفيق تشرف به سفر حج را داشته‌اند و طبق ادعاي مسئولا‌ن دولت نهم، قرار بود هيچ كس به سفر مكرر حج نرود. مسئولا‌ن دولت نهم بايد به مردم بگويند اين خبر نيز بخشي از دروغ‌هاي 40 هزار‌گانه است يا اين تخلف، با اغماض مهرورزانه رئيس جمهور مواجه شده است؟

ترديدي وجود ندارد كه مهم‌ترين و شايد تنها دستاورد سفر اخير رئيس جمهور به قم، انتقال اظهارات او به شهرها و روستاهاي دور و نزديك از طريق مبلّغاني است كه احمدي نژاد در قم براي آنها سخنراني كرد. اي كاش رئيس جمهور به جاي ارائه آمار كلي از 40 هزار دروغ پراكني، به اظهار نظر در خصوص نمونه‌هاي فوق‌الذكر - كه هر يك بارها در رسانه‌هاي گوناگون منتشر شده است - مي پرداخت تا به صورت دقيق و با ذكر مصداق، دروغ‌گويي رسانه‌ها يا مظلوميت آنها به خاطر حق‌گويي و افشاي <رازهاي مگو> آشكار شود.

|+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 17  توسط ميثم   | 

دلم شکسته
حالم گرفتست!

|+| نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 15  توسط ميثم   | 

آغاز چاپ صبح روزنامه اطلاعات

به نام خدا

برادر بزرگتر، زنده است!

گذشت آن زمان ها كه هر صبح ،سيد قاسم و علي ، يكي به كتابفروشي نيما مي رفت و ديگري به عطاري پدرش و تا مي شنيدند در گوشه اي از شهرشان كه صدها كيلومتر دور بود از تهران اتفاقي رخ داده است  ، دوچرخه هايشان را بر مي داشتند و با سرعت خود را  مي رساندند تا در ازاي هر ارسال خبري به تهران ، دو قران دستمزد بگيرند و هر دو نگران بودند مبادا خبر رقيب از او بهتر باشد تا براي دو روزنامه برادر "كيهان " و "اطلاعات" بفرستند و زياد هم چيزي از ژورناليسم حرفه اي نمي دانستند و شايد مسخره مي كردند خبرنگاران حرفه اي را كه براي سخنراني هاي اعلي حضرت و ديگر درباريان پيدايشان مي شد و يكبار هم از آتش سوزي و سرقت و تصادف ، خبر تهيه نكرده بودند.

و باز گذشت آن زمان كه خيابانهاي تهران به خون كشيده مي شد و روزنامه هاي حرفه اي ! يكي يكي خبرنگارانشان و مديرانشان ، فرار مي كردند و همين دو روزنامه‌ي كيهان و اطلاعات ماندند تا در تاريخي ترين روزهاي اين مملكت تيتر بزنند "شاه رفت" و "امام آمد" و دست به دست بچرخند و پيوند روزنامه نگاري قبل و بعد از انقلاب باشند و بعد همينطور خبرنگار به جبهه بفرستند و عكاسان شهرستاني را استخدام كنند تا تنوع تصويرشان را رعايت كرده باشند. و بعد كه جنگ تمام شد و سازندگي و اصلاحات با جرايدي نظير "همشهري " و "ايران " و "جام جم" دوران تازه اي را تجربه مي كرد ، و چپ و راست با "صبح امروز " و "انتخاب" و "جامعه " و "فردا " و" نوروز" و "صبح خانواده" و "نشاط " دوران تازه اي را به ايران هديه مي كردند ، اين دو برادر كه حالا در كهولت ، زياد سر به سر هم نمي گذاشتند، به طعنه اينان را "رنگين نامه" و روزنامه صبح بخوانند كه در نهايت هر دو هم رنگي شدند و هم چاپ صبح!

بله ! روزنامه اطلاعات از ديروز هر روز صبح ها هم منتشر مي شود كه بعد از اردي بهشت 84 كه كيهان تغيير رويه داد ، اطلاعت هم لباس تازه اي شايد به تن كند.روزنامه اي كه از هشتاد و سه سال قبل ، به سردبیری سناتور عباس مسعودی در اتاق کوچکی ، در خیابان لاله‌زار، آغاز به فعالیت کرد و هرچقدر كه همشهري و جام جم ثروتمند باشند و نويسنده داشته باشند ، سالهاي سال است با ستون كوچك چهل سال قبل دل خيلي ها ا به كجاها كه نمي برد و اين ستوني است كه سالها صبر مي خواهد تا رقيبي براي آن جسته شود كه اگر شود ، و جام جم و همشهري به چنين جايي برسند ، شايداطلاعات صد سال قبل را منتشر كند!

و اگر اطلاعات را قديمي ترين روزنامه ايران فرض كنيم ، مديدرش هم قديمي ترين مدير روزنامه اي بايد باشد كه اگر چه سيد  محمود دعايي ،شش دوره متوالي نماينده پارلمان ايران بود و قديمي ترين و صاحب ركورد ، اما ظاهرا حضورش در اطلاعات بيش از اين حرفها طول مي كشد كه به خصوص در رسانه هاي دولتي ، شايد جز "رسالت" هيچ مديري چنين عمري را در يك رسانه نمانده است.

و مي ماند آسيد مرتضي پسر قاسم كه هنوز عكس و خبر براي اطلاعات مي فرستد و به همشهري ها نشان مي دهد كه نام شهر را در تاريخ ثبت نمودم و قند توي دلش اب مي شود از بارك الله پدر! و اطلاعات با وجود همه تغييرات ، هنوز همان اطلاعات است پر از خبر اما شايد جاي خالي مقالات "مهاجراني" و طنزهاي "گل آقا" و خيلي هاي ديگر  در ستون هاي اطلاعات هنوز پر نشده است و به همين خاطر است ديروز صبح كه اطلاعات از صبح روي كيوسك ها بود ، كسي تعجبي نكرد كه كم كم مي رفت تا رسانه اي شايد فقط براي پير مردها باشد! اما شايد چاپ صبح نويد تغييراتي باشد كه اطلاعات را باز هم رسانه اي خواندني و تاثير گزار تبديل كند.

اين همه را نوشتيم اما از ياد نبريم "آبيك" ، نشريه هموطنان ارمني ما پير تر از اطلاعات است و هنوز نفس مي كشد و همين قنادي ارمني سر گوچه ما ، هر روز صفحات آن را ورق مي زند! و پز نشريه ارمني زبانشان را مي دهد!

 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 14  توسط ميثم   | 

بخوانید
پروفایلم!! همون زندگی نامه را به وبلاگم اضافه کردم

و یه تغییراتی تو قالب چون هرچی می گردم قالب قبلی را پیدا نمی کنم

شاید یه نظر سنجی جدید هم بزارم!

راستی چلچراغ هفته قبل خوندنی بود

|+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 18  توسط ميثم   | 

انتفاضه لنگه کفش
آقای جنتی در نماز جمعه فرموده اند : باید در ایران انتفاضه لنگه کفش راه اندازی شود!

من حرفی نمی زنم!!

|+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14  توسط ميثم   |