تبليغاتX
خاتمی باید بیاید
آنچه یافت می نشود - آنم آرزوست
 ما همه خوبیم!!
اختلافات به تشکیلات ضربه می زند اما مطیع بودن هم با روح آزادی خواهی در تناقض است.پس تشکیلات سیاسی آزادی خواه چه باید بکنند؟

به نظر من باید به هم اعتماد کنیم! در کنار هم قرار بگیریم. به دموکراسی احتارم بگذاریم و اساسنامه ای برای جبهه متحد اصلاح طلبی نوشته شود با این شرایط

به شخصیتهای بزرگ به شرط آن که تعهد کتبی بدهند که از ائتلاف عدول نکنند تعداد حق رای بیشتری داده شود. چون اختلافی در مصادیق پیش نیادی می شود گفت رییس قوه ها (خاتمی- کروبی هاشمی و موسوی اردبیلی)رای بیشتر. بعد معونین. بعد احزاب را اساس رتبه بندی خانه احزاب. بعد نماینده های مجلس و اعضای شوراهای شهر با توجه به اهمت هر کدام با ضریبی و ....

به این ترتیب هم حق بزرگان لحاظ می شود- هم اگر اصلاح طلبان در شهری ضعیف باشند خود به خود حق رایشان کمتر می شود و ....

فقط یک نیاز مهم اینجا وجود دارد: همه به صداقت یکدیگر اعتماد کنیم٬ و به آرمان خواهی هم ایمان داشته باشیم

باور کنیم ما همه خوبیم!

 

|+| نويسنده مرد آزادی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387  |
 از جنیفر لوپز تا محمد رضا خاتمی

یکی از دوستان وبلاگ نویس چند روز پیش دو وبلاگش درباره دیدار با رضا خاتمی  نوشته بود   وقتی به .... گفتیم که رضا خاتمی را دیده ایم ، اصلا تعجب نکرد! اگر می گفتیم جنیفر لوپز را دیده ایم ، بیشتر تعجب می کرد!! این یکی از ساده ترین ویژگی های انسانی است! این که به جای این که رئالیست باشد، ایده آلیست است! ترجیح می دهد فردی را که نه در دنیا و نه در آخرت ، سودی برای اوندارد! به کسی که خوب یا بد ، تاثیر مستقیم بر سیاست ایران و در نتیجه زندگی ایرانیان دارد!

شاید این مهمترین مساله ی پیش روی اصلاح طلبان در انتخابات آتی باشد: این که به مردم بقبولانیم که اصلاح طلبی ، گذشتن از ایده آلهای غیر قابل دسترسی است به نفع اصلاح امور جاریه! چه دوستان سیاسی هم باید بپذیرند رییس جمهور بعدی باید به اقتصاد ایران سامان بدهد و میراث احمدی نژاد در اقتصاد را درست کند و نمی توان به ثمر نشتن همه سیاسی خواهی ها را انتظار داشت

|+| نويسنده مرد آزادی در پنجشنبه دهم مرداد 1387  |
 بی پرده با مخالفان
۱- فرض کنید در کشور دیگری مثل آمریکا زندگی می کردیم. اینجا هم وبلاگی بود با نام اوباما باید بیاید یا همچین چیزی !! آن وقت عده ای می آمدند و به اوباما توهین می کردند. آیا جز  طرفداران مک کین می توتنستند باشند؟حال در ایران و دوقطبی خاتمی- احمدی نژاد را در نظر بگیرید. من صریحا حکم می کنم. هر که با خاتمی نیست در انتخاب دوباره احمدی نژاد سهیم است و فرقی میان اقتدارگرایان و تحریمی ها هم نمی بینم

 

۲- آیا آنهایی که این روزها به خاتمی حمله می کنند- جز خیل آنانی که از نفت ۱۴۷ دلاری سهم خود را گرفته اند- چه کسان دیگری می توانند باشند؟من آنها را دعوت می کنم با هویت مشخص به بیان نظر خود بنشبنند. نوشتن با هویت معجول کار انسانهای بی هویتی است که حقوق می گیرند تا فحش بدهند

 

۳- در این میان گروه دیگری هم هستند که از سیاست فقط غر زدن بلدند. به هخا و ریگی و رجوی و ... دل بسته اند... اینان نیز کاش مکرام خود را شفاف اعلام می کردند. من می دانم اینها نمی فهمند تفکر بنیادگرایی چه قدر می تواند خطرناک باشد؟

 

۴- اگر بنا به فحش دادن و گیر دادن باشد به هرکسیی شود گیر داد . اما شما چه کسی را لایق تر از خاتمی می گویید؟ زنده باد مخالف من!! حرفتان را بزنید و خجالتی هم نکشید

|+| نويسنده مرد آزادی در جمعه چهاردهم تیر 1387  |
 تا انتخابات بعدی
 

تحلیل دوست عزیزم سعید نورمحمدی  که متن کاملش تو ادامه مطلب اومده(همچنین تو وبلاگ خودش اینجا) و حتما به خوندنش می ارزه

خلاصش کاندیدای مورد نظر شاخه جوانان مشارکت برای انتخابات بعدیه که همینجا می بینید:

چکیده:

از سال گذشته بحث فعال بودن در عرصه انتخابات ریاست جمهوری در بین اعضای جوان و دانشجوی جبهه مشارکت آغاز شده بود....اصلی که تقریبا همه بچه‌ها بر آن پافشاری می‌کردند این بود باید به نحوی در انتخابات فعال شد که بزرگان حزب و اصلاحات به دنبال حمایت از کاندیدای جوانان بیایند. حتی تجربه انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و حضور سگولن رویال کاندیدای حزب سوسیالیست فرانسه که با اقبال جوانان این حزب وارد عرصه انتخابات شد نمونه‌ای از تجربه مثبت جوانان دنیا دانسته می‌شد.
.... این افراد به شرح زیر هستند:

 

۱- سید محمد خاتمی: رئیس جمهور سابق همچنان بین اعضا به خصوص جوانان متولد دهه ۶۰ (۱۳۵۰ الی ۱۳۶۰) محبوبیت دارد. رضا شریفی و شهاب بزرگترین حامیان حضور مجدد آقای خاتمی در این عرصه هستند. جایگاه خاتمی از این حیث هم بی‌همتا است که بسیاری از جوانان با دولت و گفتمان وی با سیاست آشنا شدند و برای بسیار مشارکت حزب خاتمی بود. شاید تجربه دولت احمدی‌نژاد برخی انتقادات که از خاتمی وجود داشت را به فراموشی سپرده است و این خود بگونه‌ای دوران و دولت خاتمی را به نوستالوژی حسرت برانگیزی تبدیل کرده است.

۲- مهندس میرحسین موسوی: آخرین نخست وزیر ایران. مردی که تمام ابهتش به مبهم بودن تفکراتش است. می‌گویند در حوزه اقتصاد افکار چپ .....

۳- دکتر سید محمدرضا خاتمی: ایده آل‌ترین گزینه که همه اعضا به روی وی توافق جدی دارند.  ...

 

۴- دکتر عبدالله رمضانزاده: سخنگوی دولت خاتمی که نا کنون در عرصه انتخابات حاضر نشده و از تیغ رد صلاحیت شورای نگهبان جان سالم به در برده. .....

۵- دکتر محمد ستاری‌فر: رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و استاد دانشگاه علامه طباطبایی. .....

۶- مهندس محمود حجتی: وزیر جهاد کشاورزی و استانداری که هنوز محبوب مردم سیستان و بلوچستان است.....

۷- دکتر سید صفدر حسینی: وزیر اسبق کار و سابق وزارت اقتصاد و دارایی......

۸- مهندس محسن صفائی‌فراهانی: مهندس صفائی اگرچه در جامعه جوانان کشور بیشتر بخاطر حضور قوی و موثرش در فدراسیون فوتبال شناخته شده است ....

پانوشت۱: قطعا نظر نهایی جوانان مشارکت همان نظر نهایی حزب است؛ ....... 

پانوشت۲- چهر‌های غیر حزبی نیر طرفدانی دارند .......


ادامه مطلب
|+| نويسنده مرد آزادی در جمعه ششم اردیبهشت 1387  |
 نیاز ایران به دموکراسی

لطفا در نظرسنجی این وبلاگ شرکت کنید

آیا جامعه ایرانی به دموکراسی نیاز دارد؟

1-ادعای اسلام گرایی حکومت و ترجیح دادن تعهد به تخصص طی سی سال گذشته ضربات جبران ناپذیری به پیکر میهن وارد ساخته است.نمونه های فراوانی را می توان سراغ گرفت که بدون آگاهی کامل در مسئولیتی قرار می گیرند که هر چند در نیتشان تردیدی نبوده، اما عملکردی رو به انحطاط داشته اند

2- هرچند تناقضاتی چون شیعه – سنی در ایران صدها سال است که وجود دارد، اما این مسئله هنوز حل نشده و هر بار در  دولتهای همسایه سنی نشین،اهل سنت یا کردها قدرت گرفته اند ، مشکلات دولت مرکزی ایران بیشتر شده است. اما ویژگی های دوران جدید هرچند با عث شده جوان آگاه ایرانی بهاییت را نقد و وهابیت را مسخره کند اما به طور روز افزونی حامیان سکولاریسم بیشتر و بیشتر شده اند. تا جایی که مسئولان از شنیدن واژه رفراندوم، رعشه بر تنشان می افتد. حضور شصت در صدی دختران در دانشگاهها نیز تناقضی به نام مرد-زن ایجاد کرده که هر چه بگذرد بر حامیان آن افزوده خواهد شد. به خصوص که این بار بر خلاف دانشجویان کمونیست، قدرتهای جهانی از این زنان حمایت می کنند و حکومت جرئت زندانی کردا آنان را ندارد

در این مورد بیشتر خواهم نوشت ضمن آن که سوالاتی دیگر نیز در این بحث وارد می شود

آیا ایران قابلیت پذیرش دموکراسی را دارد و آیا اصلاح طلبان توانایی این انتقال را دارند؟

|+| نويسنده مرد آزادی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387  |
 جنبش زنان و طرح یک مسئله

اول این دو تا خبر را بخوانید

 زنان در دولت جدید اسپانیا اکثریت یافتند

 فیلتر شدن یک سایت دیگر جنبش زنان در ایران

من هم می دانم شرایط زندگی و حکومت در ایران متفاوت با بسیاری دیگر از کشورهاست. نگاه سنتی جامعه ایرانی نسبت به مقوله حضور زن در اجتماع که در سالهای اخیر (30 سال اخیر!!) توسط حکومت هم ترویج و تبلیغ می گردد، باعث شده قشر مظلوم زنان با وجود آن که هفتاد درصد جامعه دانشگاهی را تشکیل می دهند ، حتی سهم پنج درصدی در سطوح مدیریت عالی کشور نداشته باشند. البته که نتیجه چنین روندی محدودیت ورود و تبعیض آمیز به نفع پسران می گردد(در این مورد که پسران محصل دانشگاههای ایران نیز اکثرا جذب مشاغلی بی ربط به تحصیلشان می شوند نیز شکی نیست که نیاز به مجالی فراخ تر و اطلاعاتی گسترده تر و تحلیلی جامع تر دارد)

اما آیا زنان ایرانی محلی برای نمایش توانایی های خود دارند؟

پیشنهاد من عضویت در احزاب مدرنی است که در اندیشه و عمل قایل به جنسیت نیستند. هرچند طبیعی است به عنوان عضو و هوادار یک تشکیلات سیاسی حضور در آن مجموعه را تبلیغ کنم، اما آنچه مرا در نگارش این نوشتار مصر تر می کند تاکید اکثریت قریب به اتفاق حزب به تبعیض مثبت است. مسئله ای که باید با حضور تمام اقشار نسوان جامعه ، به خصوص نخبگان-هنرمندان—داتشجویان – فرهنگیان و ... و سهم خواهی آنان (که در فرایند یک حزب امری مذموم نیست) در انتخابت ریاست جمهوری آینده پیگیری شود که اگر حتی اصلاحیون به دولت نرفتند، می توان حتی در دولت اقتدارگرایی مثل احمدی نژاد جایی برای مدیریت زنانه جستجو کرد .(همانطور که احمدی نژاد دستور حضور نسوان را در ورزشگاهها صادر کرد) حتی اگر این زن فاطمه رجبی باشد

در این مورد بیشتر خواهم نوشت

|+| نويسنده مرد آزادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387  |
 
 
بالا