۲- عده ای از دوستان تحریمی از احمدی نژاد ترسیدند که بی محابا حمله می کند و توهین می کند. آنها نه برای بهبود که برای رهایی از وضع موجود ٬ بهتر بگویم از ترس احمدی نژاد ترسناک یا دیکتاتور تصمیم گرفتند به میرحسین موسوی رای بدهند
۳- عده ای از دلسوزان نظام و انقلاب ٬ از توهین به هاشمی و ناطق نوری شرمنده شدند. آنها از احمدی نژاد دروغ گو و بی حیا دیگر حمایت نخواهند کرد. رای سفید٬ یا رضایی یا میرحسین ٬ انتخاب آنان خواهد بود.
اخبار جالبی داشت از مخالفت بیت آقای بهجت با احمدی نژاد و حمایت رهبری از ایشان. اخباری که در سایت های رسمی کمتر کار می شود
امشب ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شب مهندس عزیز ما به شبکه سه می آید
امید وارم همه از این اولین حضور لذت ببریم
۲- در تفرش رییس شاخه جوانان مهندس شدم و در تهران در کنار دوستان منطقه ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ کار می کنم. سخت دشوار و شیرین
۳- در نظرسنجی وبلاگم شرکت کنید
۴- اما اصلا با خرداد ۸۴ قابل مقایسه نبود. در آن سال چون معین عزیزمان شانس کمی داشت ٬ فقط مردان به ستاد آمده بودند.
برای فردای ایران ٬ رای بدهیم
همین
انتقادات برای صبح 22 خرداد
یا علی مدد
1- عقل و تدبير وبينش خاتمي (چون تو اون رو قبول داري و خودش صلاح دونسته كه نيايد پس تو هم به فكر خاتمي احترام بذار)
2- به حمايت تو از خاتمي (كه شايد مثل بعضي از .... دچار شخص محوري شدي يا....)
در پاسخ باید بگویم:
الف: در این گزاره شکی ندارم که اگر میرحسین در انتخابات شکست بخورد. به نظرم خاتمی به جریان اصلاحات خیانت کرده که در عرصه باقی نماند. در غیر این صورت همچنان دوستش خواهم داشت. من معتقدم خاتمی درست می گوید که میرحسین بهتر می تواند کار کند ولی آیا میر حسین موسوی رای هم می تواند بیاورد؟
ب: ما خاتمی را به خاطر اصلاحات دوست داشتیم و نه اصلاحات را به خاطر خاتمی . دچار شخص محوری هم نیستیم و ذوب در خاتمی هم نیستیم و به همین خاطر در رای به موسوی-با وجور دستور !! خاتمی- شک کرده ام
ج: شخصا در حال بررسی گزینه ها هستم تا بین کروبی - میر حسین و شرکت نکردن - گزینه ای را انتخاب کنم. اما بر اساس اعتقادم به تشکیلات - برای میرحسین فعالیت خواهم کرد-هر چند کمتر و بی انگیزه تر - و مادامی که انتخابم با انتخاب تشکیلاتم یکی نباید- آن را اعلان نمی کنم
بیا چون کوه دالاهو قوی باش
سرود مثنوی و معنوی باش
بیا حالا که دیگر خاتمی نیست
رفیق میرحسین موسوی باش
حرصم در آمد. فی البداهه خزعبلاتی سر هم کردم و جوابشان را دادم : دیشب هر چه زور زدم جواب را کامل تر و شیک تر کنم - نشد . درسته خیلی ضایعه - ولی جوششی بود - نه کوششی:
در آن اسپندگان هشتاد و هفت
هوا سردید! وقتی خاتمی رفت
دلم لرزید و اشکم گشت جاری
همه کارم شده گریه و زاری
بدون خاتمی یاری ندارم
آخه با میر حسین کاری ندارم
آخه کوه دالاهو سفت و سرده
کی گفته میر حسین مرد نبرده؟
یا توی مثنوی دیدی چی نوشته
نوشته جای عاشق تو بهشته
نوشته حضرت شمس تا نداره
شبیه خاتمی همتا نداره
برا من خاتمی شکل کسی نیست
که او فرزند یکتای خمینی است
دلم گرفته است. آیا فردا و نسل آینده از ما نخواهند پرسید چرا پشت تنها اصلاح گر توانا (سید محمد خاتمی عزیز ) را خالی کردید؟
از میرحسین متنفرم!
اگر چه پروژه اصلاحات به اهداف از پیش تعیین شده توسط متولیان آن، نرسید و با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور به شکست انجامید، اما اصلاحات بدون دستاورد هم نبود. در حوزه آزادی ها گشایش نسبی و قابل توجه در آزادی بیان (مطبوعات، کتاب، فیلم، موسیقی و…) فراهم شد. در حوزه کتاب هم ده ها عنوان کتابی که در وزارت ارشاد سابق سال ها در نوبت کسب مجوز بودند به مرور وارد بازارت کتاب شدند. این آثار را در فیلم و موسیقی هم می توان مشاهده کرد. در زمینه نهادهای مدنی نیز پیشرفت هایی را شاهد بودیم. فضای دانشگاه های کشور تا حدی باز شد و فعالیت های فرهنگی، صنفی و سیاسی دانشجویان شکلی جدید و رو به رشد به خود گرفت و دانشجویان دوره ای از آزادی نسبی را تجربه کردند.
دولت اصلاحات همچنین انتخابات شوراها را در دستور کار قرار داد تا این اصل به عمد فراموش شده قانون اساسی احیا شود. بدین ترتیب بخشی از امور مردم به خود آنان واگذار شد و مسئولیت دولت در این زمینه کاهش یافت. در عرصه سیاست خارجی نیز تحولات فراوانی رخ داد. روابط با کشورهای همسایه و اروپایی بازسازی شد. اعتبار جهانی ایران ارتقاء یافت. حتی آمریکا نیز نرمش های فراوانی در برخورد با ایران از خود نشان داد و وزیر امور خارجه آن نسبت به عملکرد گذشته این دولت در قبال ایران ابراز تاسف کرد. طرح گفتگوی تمدن ها، فارغ از محتوا و سرنوشت آن، به سرعت با استقبال در سطح جهان مواجه شد. اگر چه در برنامه اصلاحات مسایل اقتصادی چندان برجسته نبود اما در عمل سیاست های اصلاح اقتصادی ، متکی بر آرای اکثر نخبگان و کارشناسان اقتصادی به اجرا درآمد.
یکی دیگر از اقدامات قابل دفاع دولت اصلاحات اقدام شجاعانه اش در قضیه پرونده قتل های زنجیره ای بود. این مساله و دست داشتن مقامات سطح بالای وزارت اطلاعات در آن، با پافشاری شخص خاتمی افشا و موجب شد حذف فیزیکی روشنفکران و منتقدین به صورت سیستماتیک از دورن نهادی چون وزارت اطلاعات رخت بربندد. هر چند این پرونده سرانجام خوش و مطلوبی نیافت.
منم مخالفم . اما فحش نمی دم . به چند تا سوال من جواب بده . تا کی باید تو سیکل بد و بدتر باشیم ؟ مگه چند بار یک ملت باید اشتباه خودش رو تکرار کنه ؟ اصلاح از بالا قبلا هم تست شده . امیر کبیر و تا حدودی مصدق کبیر چنین اشتباهی رو کردن . خاتمی هم هشت سال زد به در بسته و نشد .
گل پسر ! بارها گفتم . اگر خاتمی به جای این همه لاس زدن با قدرت و با شخص رهبر که منبع اصلی مشکلاته به درون جامعه می اومد و در جامعه کار می کرد امروز من هم در کنار شما بودم .
ببین ! برای من سیاست با پدر سوخته بازی دل اصولگرایی فرق می کنه . خاتمی به چه حقی بر می گرده می گه هدف ما عزت رهبری است ؟ به چه حق علنا می گه من این دوره به دنبال توسعه اقتصادی به جای توسعه سیاسی ام ؟ یادش رفته توسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی به چه فرجامی رسید و توسعه اقتصادی هم بدون توسعه سیاسی به چه فاجعه ای می انجامه ؟ توسعه همزمان و درون زا مگه شعار نیروهای ملی نیست ؟
همون حرف مهندس سحابی (از خود خاتمی بپرسی بهت میگه) درسته که امثال خاتمی برای نظام دارن می جنگن و حفظش . هنوز خاتمی فرزند خمینیه که بر خلاف اندیشه مولا علی فریاد زد که حفظ نظام از اوجب واجباته . هدف ما حفظ ایرانی آزاد و برابره برادر . نظامی که بر توده و خلقها ظلم کنه باید به درک بره .
برادرم ! قدری هشیار باشید . چند بار می خواید کسی رو تو جایگاه تدارک چی تحمل کنید ؟
وضع میرحسین و عبدالله نوری از خاتمی بهتر نیست .
من دنبال آدمی می رم که برای مردم بجنگه نه برای نظام و خمینی و رهبر .
قربانت
یا حق
----------------------------------------------------------------------------------------------
هر چند بی هیچ تملقی ٬ که می دانم علی نیز چون من از آن متنفر است ٬ خود را در جایگاه پاسخ به علی نمی دانم ٬ اما دو سه نکته کوتاه می نویسم و البته تاکید می کنم ٬اگر نیروهای حامی خاتمی فقط به مناظره با افرادی که گرایش سیاسی ندارند ٬ بپردازند ٬ بسیار نتیجه بخش تر از مناظره کلامی - قلمی با نیروهایی است که پشت تصمیمی خود صداها دلیل و توجیه دارند.
۱-اگه خاتمی ٬ مصدق و امیر کبیر این مملکت باشه که حداقل دستاوردشون روزنامه و نفت و دانشگاه برا این مردم بوده ٬ ما راه اشتباهی نرفتیم.
۲- دوره ای که خاتمی برای توسعه سیاسی اومد ٬ تو آرامش بیشتری به بحث توسعه اقتصادی پرداخت و برا همین هم کارشکنی کمتری دید و هم موفقیت بیشتری! بگذاریم ۴ سال دیگه ببینیم در توسعه سیاسی از ۷۸ و ۸۴ جلوتریم یا در جا زئیم یا عقبتر....
۳- مهندس سحابی به نظر شما ٬ تو انتخابات اسم چه کسی را به صندوق می اندازه؟
۴- تو که می دونی ما تو "جنوب" کار می کردیم. شک دارم توده و خلقها از ظلم خسته شده باشن و اگه شبهای انتخابات فرصت کافی داشته باشیم ٬ نهایتا به جای محمود می نویسن محمد و این "و" خیلی برا ما هزینه داره. توده بدون آگاهی راه به دموکراسی نداره!
۵- همه اینها یک طرف٬ زخم زبون دوستای بسیجیم وقتی تو زندان بودی یه طرف که میگفتن جای همتون اونجاست و انشالله به علی ملحق بشی! هر چی که بگی ٬ هر چقدر هم که خاتمی دنبال عزت نظام و متنفر از خلق باشه٬ هر چقدر هم که مدرک بیاری که حضرات ملرکتی شکنجه گرن و رضا خاتمی محسن میردامادی عبدالله رمضان زاده ٬ سعید حجاریان و .... تروریست و شکنجه گرن ٬ من از لجاجت تروریست و شکنجه گر و زندان بان تو می نویسم خاتمی!
حتی اگر تو هم با شکنجه گرهات هم صدا باشی که خاتمی .... نمی تواند
یا علی مدد!
و آخرش نتیجه گرفته که چنین کسی قهرمان ما نیست.
و میپرسید " این رفیق شما منظورش چیست؟" گفتم: اولا با این مشخصاتی که اعلام کرده، احتمالا میخواهد برای خودش رأی جمع کند و از طرف دیگر راست میگوید. چون من هم حاضر نیستم آدم ملاحظهکاری مثل خاتمی را به عنوان قهرمان خودم انتخاب کنم. ولی، مگر انتخابات برای قهرمانی کشور است؟
گفت: نه، ولی خاتمی هزار تا عیب دارد.
گفتم: خاتمی هزار عیب که داشته باشد یک حسن دارد و آن اینکه از همه آنها که انتخابشان ممکن است بهتر است، گیریم از آنهایی که انتخابشان ممکن نیست بهتر نباشد. من میخواهم رئیس جمهور انتخاب کنم.
گفت: اگر آمد و شد مثل همان هشت سال چه کنیم؟
گفتم: شما را نمیدانم، ولی من اگر مثل آن هشت سال خاتمی بشود، دیگر هیچ غصهای تا آخر عمرم ندارم و حداقل یک ماه جشن میگیرم.
گفت: ولی آیا خاتمی واقعا به دموکراسی اعتقاد دارد؟
گفتم: نسبی است، اگر به نسبت واسلاو هاول و بیل کلینتون ببینی نه، قطعا آن نیست که میخواهی، ولی خاتمی از نظر اعتقاد به دموکراسی و آزادی از معدل متوسط سیاستمداران و مردم ایران، بهتر است.
گفت: به نظر تو عبدالله نوری بهتر نیست؟
گفتم: عبدالله نوری خوب است، ولی نه بهتر از خاتمی، نوری اولا ممکن نیست، ثانیا مردم به او رای نمیدهند چون نمیشناسند، ثالثا تائید صلاحیت نمیشود.
گفت: حالا از کجا میدانی که خاتمی رای میآورد.
گفتم: نمیدانم، امیدوارم، و به همت خودم هم ایمان دارم. من تا روز انتخاب خاتمی برایش کار خواهم کرد، هزار هزار تا مثل من هستند، ما خاتمی را رئیس جمهور میکنیم.
گفت: حالا از کجا مردم به او رای بدهند؟
گفتم: ده دوازده میلیون نفر از ترس احمدینژاد به خاتمی رای میدهند. پانزده میلیون نفری هم بخاطر خودش رای میدهند، کافی است.
گفت: این پیشبینی را از کجا آوردی؟
گفتم: اسمش پیشبینی نیست، رجزخوانی است.
گفت: مگر جنگ است که رجزخوانی میکنی؟
گفتم: دقیقا جنگ است، بزرگترین جنگ این بیست سال گذشته. یک جنگ واقعی.
سلام خاتمي مهربان .
سلام اي سيد خندان .
انگار سالهاست كه از ديار ما رفته اي . گويا گرد رخوت و سستي بر در و ديوار شهر پاشيده اند. يادت هست وقتي مي خواستي بروي برايمان نامه اي براي فردا نوشتي ؟ امروز همان فرداست. پس چارهاي براي امروزمان باش. هرگز باور مي كردي نهالي كه آنگونه پرورش داده بودي ، امروز نحيف و لرزان از سرماي طاقت فرساي بي درايتي و بي كفايتي اينگونه در آستانهي خشكيدن باشد ؟ هرگز باور نمي كرديم كه 4 سال بعد دوباره شرايط را برايمان به گونه اي رقم زنند كه ناگزير از دعوت تو باشيم.
يادت هست برايمان خواندي :
عشق دردانه است و من غواص و دريا ميكده سر فرو بردم در آنجا تا كجا سر بر كنم ؟
9- مهدي درويشي
30- نيما راد
31-مهدي رحيمي
32- حسين رفيعي
33- عبدا... رجوي
34- پگاه ساكي
35- پوريا سوري
36- ميثم سعادت
37- رضا شيريني
۱- سید محمد خاتمی : از روحانیون سرشناس که امام ایشان را فرزند متعهد، فاضل و باتقوای خویش خوانده است که در زمان امام وزیر فرهنگ و رییس ستاد تبلیغات جنگ و مدیر مسئول روزنامه کیهان بوده است.الان چند سايت اينترنتي براي خاتمي فعاليت مي كنند مثل : سایت یاری که خبرگزاری خاتمی است ، سایت موج سوم که برای خاتمی امضا جمع می کند و حدود صد هزار ثبت نام کننده داشته و بلاخره سایت نوروز وابسته به جبهه مشارکت ایران اسلامی

۲- مهدی کروبی : رییس بنیاد شهید و رییس مجلس در زمان امام. از روحانیون نزدیک به امام قبل و بعد از انقلاب و محرم ایشان! مهدی کروبی رییس مجلس ششم هم بود و خیلی ها معتقدند ریاست او مانع حرکت های دموکراتیک در پارلمان می شد! به جز روزنامه حزب اعتماد ملی ، سایت تغییر به سردبیری محمد قوچانی به نفع کروبی فعالیت می کند.

۳- عبدالله نوری: نماینده امام در سپاه و نماینده امام در هیئت تدوین قانون اساسی! باز هم روحانی و باز هم با سابقه فراوان همراهی با امام را داراست تا جایی که گفته اند خانه آقای منتظری را تخریب کرده است! به خاطر روزنامه خرداد به زندان رفت و سایتی به همین نام که به خاطر مقابله با خاتمی فیلتر هم نشده از نامزدی او دفاع می کند

۴- حسن روحانی : اولین فردی که آیت الله خمینی را امام نامید. از شاگردان و نزدیکان امام خمینی است. ایشان زمان خاتمی مباحث هسته ای را در شورای امنیت ملی پیگیری می کرد و بارها از سوی بسیجیان ، جاسوس خوانده شد. در حال حاضر ایشان رسانه ای ندارد هرچند گفته می شود سایت آفتاب زیر نظر ایشان اداره می شود

۵- میرحسین موسوی: تنها غیر روحانی حاضر در این لیست که حمایت بی دریغ امام از او باعث ابقای او در پست نخست وزیری ایران شد!سایت سایت کلمه حامی میرحسین در انتخابات پیش روست! روزنامه جمهوری اسلامی هم که یکی از پایگاههای اصولگراهاست ، از میرحسن دفاع می کند

چهار ملا و یک مکلا-که همگی از نزدیکان درجه یک امام هستند- مهمترین کاندیداهای اصلاح طلبان برای انتخابات دقیقا ۵ ماه بعد هستند. آیا احمدی نژاد ، قالیباف ، رحیم مشایی ، پورمحمدی ، جهرمی و .... بهتر نماینده ای برای این انقلاب هستند یا این افراد
و سوال دیگر از اصلاح طلبان : با این افراد و نمادها و نشانه ها چقدر به تغییر امیدوارید و چقدر مردم باید به راه شما اعتماد کنند؟
چهار ماه پيش و پس از آن كه تذكرات مراجع تقليد در خصوص اظهارات مشايي با بياعتنايي مسئولان دولتي مواجه شد برخي منابع خبري اصولگرا از سردي روابط دولت با بيوت مراجع تقليد خبر دادند. همين سابقه ذهني باعث شد كه در آستانه سفر احمدي نژاد، برخي سايتهاي خبري »عدم ديدار او با مراجع تقليد در سفر به قم« را به عنوان تيتر برگزينند. رسانههاي نزديك به دولت هم به جاي آنكه در مورد علت عدم ديدار با مراجع در سفر فعلي توضيح دهند اعلام كردند: »برنامهريزي براي ديدار رئيس جمهور با مراجع تقليد در يك فرصت مناسب، در حال پيگيري است.« البته همزمان با اين سفر يك عضو برجسته جامعه مدرسين حوزه علميه قم- كه تا چند ماه قبل سخنگويي اين تشكل را به عهده داشت - بارديگر بر سردي روابط علما با دولت تاكيد كرد. اما به هر حال قبل از آنكه پاسخي براي اين سوالات پيدا شود اظهار نظر رئيس جمهور باعث شد حاشيهفوقالذكر فعلاً به فراموشي سپرده شود. احمدينژاددر جمع گروهي از طلاب كه براي تبليغات دو ماهه محرم و صفر آماده عزيمت به اقصي نقاط كشور هستند اظهار داشت: »در طول سه سال گذشته، چهل هزار دروغ و تهمت عليه دولت روا داشتهاند«.
اگرچه آمار ارائه شده توسط رئيس جمهور، كمي عجيب به نظر ميرسد اما به هر حال رسانهها موظفند در اين خصوص روشنگري كنند. نگارنده در فرصت چند ساعته پس از سخنراني رئيس جمهور، با مددگيري از حافظه و آرشيو روزنامهها، حداقل4 مورد را يافت كه مسئولان دولتي به صراحت بر دروغبودن آنها تاكيد كردهاند. نخستين بار كه رسانهها توسط مسئولان دولت نهمبه دروغ پراكني متهم شدند روز چهارم ارديبهشت 85 بود. در آن روز هنگامي كه احمدي نژاد با اين پرسش مواجه شد كه »براي تحقق شعار آوردن پول نفت بر سر سفرههاي مردم چه كردهايد؟« پاسخ داد: »من چنين شعاري ندادهبودم. روزنامه شرق از قول من نوشت، من هم تكذيب نكردم.«
پس از اين اظهارات ،رسانههاي مختلف تصاويري از يك تراكت تبليغاتي با تصوير احمدينژاد را منتشر كردند كه در دوره انتخابات رياست جمهوري سال 84 در نقاط مختلف كشور توزيع شد و همين شعار بر روي آن خودنمايي ميكرد. يك روزنامه ماجراجوي اصلاحطلب هم تصويري از صفحه اول روزنامه كيهان - تاريخ 31 خرداد 84 - را منتشر نمود تا ثابت كند اگر دروغي به رئيس جمهور نسبت داده شده باشد، اين دروغگويي ارتباطي با اصلاحطلبان و مخالفان دولت ندارد. كمتر از دو ماه بعد احمدينژاد در جمع مردم همدان اظهار داشت: »برخي رسانهها با تحريك و توليد اخبار دروغ، به دنبال دامن زدن به موج گراني غيرواقعي هستند«. قاعدتاً دهها و صدها مورد از دروغهاي 40 هزارگانه، اخبار متعددي است كه از تريبونهاي گوناگون در خصوص گراني ها منتشر شد و مسئولان دولتي آن را »دروغ« ميپنداشتند. اما به هر حال امروز براي بسياري از مردم - و حتي دولتمردان - تشخيص اينكه رسانهها مرتكب دروغ پردازي شدهبودند و يا مظلومانه مورد تهمت قرار گرفتند كار سختي نيست.
پس از مدتي هنگامي كه مركز پژوهشهاي مجلس و بعضي از اقتصاددانان اصولگرا، از تورم 20 درصدي كشور خبر دادند و رسانههاي اصلاح طلب آن را منعكس كردند رئيس جمهور در نيمه دوم ارديبهشت 86 در يك سخنراني و يك گفتگوي تلويزيوني اينگونه آمارها را خلاف واقع و دروغ ناميد. در اين مورد هم براي تشخيص اينكه »آيا مدعيان تورم20 درصدي مرتكب دروغ گويي شدند يا آنكه به خاطر انعكاس يك هشدار دلسوزانه، اتهام دروغگويي به آنها وارد شد؟« نيز زمان زيادي لازم نبود.
چهارمين اتهام دروغگويي رسانهها مربوط به اوايل سال جاري بود. در آن زمان برخلاف انتظار مسئولان دولتي، خبر بركناري وزير اقتصاد زودتر از زمان مقرر به گوش بعضي از نامحرمان رسيد و آنها هم كه گويي دلشان براي »اتهام دروغ گويي « تنگ شده بود همين موضوع را از يار بسيار نزديك رئيس جمهور سوال كردند. او نيز چنين خبري را دروغ13 ناميد. لابد انتشار همين دروغ 13در رسانههاي گوناگون هم تشكيل دهنده تعداد قابل توجهي از 40 هزار دروغ عليه دولت بود. در اين نوبت براي آشكار شدن اينكه آيا واقعاً رسانهها مرتكب دروغگويي عليه دولت شدهاند يا نه، تنها چند ساعت وقت لازم بود! چهار سوژه فوق، نمونههايي است كه رسانهها به صراحت ،متهم به دروغ گويي شدند و اكنون تكليف آنها براي اكثريت قريب به اتفاق مردم آشكار است. اما نمونههاي ديگري نيز هست كه احتمالاً در ليست 40 هزار گانه رئيس جمهور وجود دارد؛ در حالي كه نه رسماً تكذيب شده و نه مسئولان دولتي حاضر به پذيرش رسمي آنها هستند.
زيان 300 ميلياردي ناشي از عدم تغيير ساعت، ادعايي بود كه توسط برخي نهادهاي وابسته به مجلس و قوه قضائيه عليه دولت مطرح شد. مسئولان دولتي در پاسخ به اين ادعاها، تنها به كلي گوييهاي مبهم اكتفا كردند، اما تاكنون مشخص نكردهاند كه اگر اين ادعاها دروغ بوده است، هزينه ناشي از بي اعتمادي مردم به دولت را چه كسي خواهد پرداخت و در صورت صحت اين ادعاها چه كساني پاسخ گوي 600 ميليارد تومان زيان وارده به كشور در اثر اجراي يك تصميم دولت طي دو سال - 85 و 86 - خواهند بود؟ مورد ديگر مرتبط با اظهارات وزير بركنار شده اقتصاد در ابتداي سال جاري است، او در جلسه توديع خود مسئولان عاليرتبه دولتي را مورد انتقاد قرار داد زيرا به ادعاي او، براساس گزارشهاي بازرسي يك دامپزشك، تصميمات اقتصادي ميگرفتهاند. اين ادعا نيز تاكنون تكذيب نشده است تا مشخص شود وزير معزول براي انتقام از دولت، مرتكب دروغ گويي شده است و از سوي ديگر به مردم هم گزارش نمي دهند كهبراساس توصيههاي اقتصادي يك دامپزشك، چه تصميماتي اتخاذ شده است؟
نمونه بعدي، مرتبط با يكي از معاونان رئيس جمهور است. اين مقام عاليرتبه دولتي در تاريخ ششم شهريور ماه 87 در گفتگو با خبرگزاري رسمي دولتي اظهار داشت: <نمايندهاي از طرف كردان به دانشكده آكسفورد اعزام شد كه چگونگي موضوع را بررسي كند كه وي اقدام به استخدام وكيل كرد. وكيل انگليسي از طريق مقامات قانوني به سايت اصلي آكسفورد مراجعه و همه اطلاعات مربوط به دكتراي كردان را كه در جلسه اخذ راي اعتماد توزيع شده بود از سايت استخراج و با مراجعه به مقامات قضايي - انگليس - صحت مدارك را تاييد و از طريق سفارت ايران براي آقاي كردان فرستاد. من شخصا مدرك را ملاحظه كردم> خبرهاي بعدي، نشان داد اصولاً مدركي در كار نبوده است تا اين مقام عاليرتبه دولتي آن را ديده باشد! اما تاكنون مشخص نشده است كه آيا خبرگزاري رسمي، مرتكب دروغگويي براي تخريب چهره دولت شده يا آنكه خداي نخواسته آن مقام عاليرتبه ، دروغي گفته و مسئولان دولتي كه مشغول شناسايي 40 هزار دروغ ضد دولتي بودهاند فرصت نكردهاند اين دروغ را پيگيري نمايند!
سوژه بعدي اظهارات چند روز قبل وزير بركنار شده نفت است كه يكي از دلايل بركناري خود را مقاومت در برابر انتصاب كردان به عنوان قائم مقام وزير نفت دانست. آيا اين ادعا هم يكي از دروغهايي است كه براي تخريب دولت نهم، بر زبان يك مشاور رئيس جمهور جاري مي شود؟ نمونه پراهميت ديگر، ادعاهايي است كه از دو سال قبل توسط بعضي مسئولان شهرداري تهران مطرح ميشد و اخيراً توسط رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس، به صورت دقيق مورد اشاره قرار گرفت. به ادعاي اين نماينده اصولگراي مجلس هشتم، تعلل سوالبرانگيز دولت براي تخصيص اعتبارات مترو، موجب تحميل حداقل 52 ميليون يورو (حدود 70 ميليارد تومان) زيان به كشور شده است. آيا اين ادعا هم يك دروغ براي تخريب است يا آنكه مسئولان دولتي به خاطر رقابتهاي سياسي، زيان دهها ميليارد توماني به مردم وارد كردهاند اما با آنها برخورد نشده است؟ آخرين نمونه، مربوط به چند آقازاده وابسته به عاليترين مقامات دولت نهم است. چند روز قبل برخي سايتهاي خبري، ليستي از يك گروه ويژه حاجيان را منتشر كردند كه نشان ميداد فرزندان دو مقام عاليرتبه دولت نهم به صورت خارج از نوبت و در كارواني ويژه به حج اعزام شدهاند. نام چند مشاور عاليرتبه دولتي نيز در اين خبر به چشم ميخورد در حالي كه اين مشاوران، قبلاً نيز توفيق تشرف به سفر حج را داشتهاند و طبق ادعاي مسئولان دولت نهم، قرار بود هيچ كس به سفر مكرر حج نرود. مسئولان دولت نهم بايد به مردم بگويند اين خبر نيز بخشي از دروغهاي 40 هزارگانه است يا اين تخلف، با اغماض مهرورزانه رئيس جمهور مواجه شده است؟
ترديدي وجود ندارد كه مهمترين و شايد تنها دستاورد سفر اخير رئيس جمهور به قم، انتقال اظهارات او به شهرها و روستاهاي دور و نزديك از طريق مبلّغاني است كه احمدي نژاد در قم براي آنها سخنراني كرد. اي كاش رئيس جمهور به جاي ارائه آمار كلي از 40 هزار دروغ پراكني، به اظهار نظر در خصوص نمونههاي فوقالذكر - كه هر يك بارها در رسانههاي گوناگون منتشر شده است - مي پرداخت تا به صورت دقيق و با ذكر مصداق، دروغگويي رسانهها يا مظلوميت آنها به خاطر حقگويي و افشاي <رازهاي مگو> آشكار شود.
موضع ما در برابر کروبی چه باید باشد؟
۱- کروبی بی شک اصلاح طلب است. یادمان باشد شعار خاتمی تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق بود . پس نباید دوست دیروز را از حلقه بیرون کنیم. این استراتژی اقتدارگرایی است که بحث خودی و ناخودی !! مطرح می کنند
۲- کروبی صریح تر از خاتمی و هرکس دیگری - دولت فعلی را نقد می کند و کم کم انتقادهای اقتدارگرایان به سمت او نشانه می رود. مواظب باشیم نقد های کروبی به سمت ما-حامیان خاتمی- نشود
۳- کروبی از روستاها رای خوبی می اورد. رایی که اگر کروبی نیاید به احتمال زیاد در سبد اقتدارگرایان خواهد شد
۴- همین!

سایت یاری هم اقدام به راه اندازی سایت خبری خودش سعی کرده مخاطب بیشتری را جذب کنه
به هر حال امیدواریم که بیاید
خاتمی
ایران برای همه ایرانیان
راستی وبلاگ تورجان یکی از بهترین وبلاگهایی بوده که تا به حال دیدم
متاسفانه در این مطلب ایشان تهمت هایی به دو چهره مشهور زده اند : او در مورد سعید حجاریان نوشته است : «منبع موثق دیگری که خود در تابستان 67 زندانی اوین بوده است، برایم نقل می کرد که حلقه مفقوده این قضیه را فقط سعید حجاریان می داند. شاید به همین دلیل است که پس از ترور حجاریان، وقتی او را برای معالجه به آمریکا بردند، مجاهدین خلق با اطلاع از بستری شدن وی در آمریکا در به در به دنبال وی بودند تا او را هم مثل صیاد شیرازی ( فرمانده عملیات مرصاد) و لاجوردی (دادستان تهران در اوایل دهه 60) بکشند. از همین رو محل بستری شدن حجاریان چندین بار تغییر یافت و سرانجام معالجات وی ناتمام مانده و به ایران بازگردانده شد»
حالا سوال اینجاست که اولا مگر ترور کردن حجاریان کار سختیه؟ خوب ما که هر روز آقا سعید را تو حزب می بینیم باور نمی کنیم که برای ترورش لازم بشه آمریکا بریم!! شاید هم امنیت در آمریکا کمتراز ایرانه!! واقعا!!
ایشان در مورد آقای منتظری هم نوشته اند : «درباره اعتراض آیت الله منتظری به این اعدام ها که اکبر گنجی همواره از آن به عنوان سند آزادگی ایشان نام می برد، باید بگویم که آیت الله منتظری تنها زمانی در برابر اعدام های بی رویه ایستاد که تیغ تیز این اعدام ها به گلوی نزدیکانشان رسید و افراد تندرو و مجرمی چون مهدی هاشمی (برادر داماد ایشان و مسؤول پیشین واحد برون مرزی سپاه) و امید نجف آبادی اعدام شدند»
یادمان باشد حضرت فاطمه زهرا (س) در دفاع از نزدیکانش.....
بی خیال هر چند که در مثل مناقشه نیست
اين سوال شايد مهمترين موضوع جلسات خصوصي و عمومي اين روزهاي اصلاح طلبان و اصولگرايان است. اصلاح طلبان در صورت حضور خاتمي تكليفشان مشخص مي شود. اولا اجماعي كلي روي او صورت خواهد گرفت (شايد نهايتا كروبي بيايد)و ثانيا مشكلي براي معرفي كانديداي خود به شهرهاي دور را نخواهند داشت. هرچند اخبار و شايعات از عدم علاقه سيد محمد خاتمي در انتخابات حكايت دارد و وي در چند جمع خصوصي از" اجماع روي كانديداي ديگري"صحبت كرده ، با اين حال نمي توان از اظهارات آيت الله طاهري ، امام جمعه پيشين اصفهان به سادگي گذشت كه چند روز پيش گفته بود: "از آقاي خاتمي مي خواهيم وارد صحنه انتخابات شود و در صورت حضور ايشان راي ما گزينه اي به غير ازسيدمحمد خاتمي نخواهد بود." وي همچنين خبر از ديداري خصوص با خاتمي داده و اين گفته رييس جمهور سابق که: "اگر مردم بخواهند وارد عرصه انتخابات مي شوم ولي هنوز احساس نکرده ام مردم مي خواهند."
با اين حال اگر خاتمي نيايد ، احتمال اجماع روي يك كانديد براي اصلاح طلبان بسيار ضعيف است و شايد تعداد كانديداهاي بيشتري حتي نسبت به دوره قبل داشته باشند. سعي مي كنيم در اين گزارش به معرفي اجمالي اين افراد بپردازيم

به نظر من باید به هم اعتماد کنیم! در کنار هم قرار بگیریم. به دموکراسی احتارم بگذاریم و اساسنامه ای برای جبهه متحد اصلاح طلبی نوشته شود با این شرایط
به شخصیتهای بزرگ به شرط آن که تعهد کتبی بدهند که از ائتلاف عدول نکنند تعداد حق رای بیشتری داده شود. چون اختلافی در مصادیق پیش نیادی می شود گفت رییس قوه ها (خاتمی- کروبی هاشمی و موسوی اردبیلی)رای بیشتر. بعد معونین. بعد احزاب را اساس رتبه بندی خانه احزاب. بعد نماینده های مجلس و اعضای شوراهای شهر با توجه به اهمت هر کدام با ضریبی و ....
به این ترتیب هم حق بزرگان لحاظ می شود- هم اگر اصلاح طلبان در شهری ضعیف باشند خود به خود حق رایشان کمتر می شود و ....
فقط یک نیاز مهم اینجا وجود دارد: همه به صداقت یکدیگر اعتماد کنیم٬ و به آرمان خواهی هم ایمان داشته باشیم
باور کنیم ما همه خوبیم!

یکی از دوستان وبلاگ نویس چند روز پیش دو وبلاگش درباره دیدار با رضا خاتمی نوشته بود وقتی به .... گفتیم که رضا خاتمی را دیده ایم ، اصلا تعجب نکرد! اگر می گفتیم جنیفر لوپز را دیده ایم ، بیشتر تعجب می کرد!! این یکی از ساده ترین ویژگی های انسانی است! این که به جای این که رئالیست باشد، ایده آلیست است! ترجیح می دهد فردی را که نه در دنیا و نه در آخرت ، سودی برای اوندارد! به کسی که خوب یا بد ، تاثیر مستقیم بر سیاست ایران و در نتیجه زندگی ایرانیان دارد!
شاید این مهمترین مساله ی پیش روی اصلاح طلبان در انتخابات آتی باشد: این که به مردم بقبولانیم که اصلاح طلبی ، گذشتن از ایده آلهای غیر قابل دسترسی است به نفع اصلاح امور جاریه! چه دوستان سیاسی هم باید بپذیرند رییس جمهور بعدی باید به اقتصاد ایران سامان بدهد و میراث احمدی نژاد در اقتصاد را درست کند و نمی توان به ثمر نشتن همه سیاسی خواهی ها را انتظار داشت
۲- آیا آنهایی که این روزها به خاتمی حمله می کنند- جز خیل آنانی که از نفت ۱۴۷ دلاری سهم خود را گرفته اند- چه کسان دیگری می توانند باشند؟من آنها را دعوت می کنم با هویت مشخص به بیان نظر خود بنشبنند. نوشتن با هویت معجول کار انسانهای بی هویتی است که حقوق می گیرند تا فحش بدهند
۳- در این میان گروه دیگری هم هستند که از سیاست فقط غر زدن بلدند. به هخا و ریگی و رجوی و ... دل بسته اند... اینان نیز کاش مکرام خود را شفاف اعلام می کردند. من می دانم اینها نمی فهمند تفکر بنیادگرایی چه قدر می تواند خطرناک باشد؟
۴- اگر بنا به فحش دادن و گیر دادن باشد به هرکسیی شود گیر داد . اما شما چه کسی را لایق تر از خاتمی می گویید؟ زنده باد مخالف من!! حرفتان را بزنید و خجالتی هم نکشید

تحلیل دوست عزیزم سعید نورمحمدی که متن کاملش تو ادامه مطلب اومده(همچنین تو وبلاگ خودش اینجا) و حتما به خوندنش می ارزه
خلاصش کاندیدای مورد نظر شاخه جوانان مشارکت برای انتخابات بعدیه که همینجا می بینید:
چکیده:
از سال گذشته بحث فعال بودن در عرصه انتخابات ریاست جمهوری در بین اعضای جوان و دانشجوی جبهه مشارکت آغاز شده بود....اصلی که تقریبا همه بچهها بر آن پافشاری میکردند این بود باید به نحوی در انتخابات فعال شد که بزرگان حزب و اصلاحات به دنبال حمایت از کاندیدای جوانان بیایند. حتی تجربه انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و حضور سگولن رویال کاندیدای حزب سوسیالیست فرانسه که با اقبال جوانان این حزب وارد عرصه انتخابات شد نمونهای از تجربه مثبت جوانان دنیا دانسته میشد.
.... این افراد به شرح زیر هستند:

۱- سید محمد خاتمی: رئیس جمهور سابق همچنان بین اعضا به خصوص جوانان متولد دهه ۶۰ (۱۳۵۰ الی ۱۳۶۰) محبوبیت دارد. رضا شریفی و شهاب بزرگترین حامیان حضور مجدد آقای خاتمی در این عرصه هستند. جایگاه خاتمی از این حیث هم بیهمتا است که بسیاری از جوانان با دولت و گفتمان وی با سیاست آشنا شدند و برای بسیار مشارکت حزب خاتمی بود. شاید تجربه دولت احمدینژاد برخی انتقادات که از خاتمی وجود داشت را به فراموشی سپرده است و این خود بگونهای دوران و دولت خاتمی را به نوستالوژی حسرت برانگیزی تبدیل کرده است.
۲- مهندس میرحسین موسوی: آخرین نخست وزیر ایران. مردی که تمام ابهتش به مبهم بودن تفکراتش است. میگویند در حوزه اقتصاد افکار چپ .....
۳- دکتر سید محمدرضا خاتمی: ایده آلترین گزینه که همه اعضا به روی وی توافق جدی دارند. ...
۴- دکتر عبدالله رمضانزاده: سخنگوی دولت خاتمی که نا کنون در عرصه انتخابات حاضر نشده و از تیغ رد صلاحیت شورای نگهبان جان سالم به در برده. .....
۵- دکتر محمد ستاریفر: رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و استاد دانشگاه علامه طباطبایی. .....
۶- مهندس محمود حجتی: وزیر جهاد کشاورزی و استانداری که هنوز محبوب مردم سیستان و بلوچستان است.....
۷- دکتر سید صفدر حسینی: وزیر اسبق کار و سابق وزارت اقتصاد و دارایی......
۸- مهندس محسن صفائیفراهانی: مهندس صفائی اگرچه در جامعه جوانان کشور بیشتر بخاطر حضور قوی و موثرش در فدراسیون فوتبال شناخته شده است ....
پانوشت۱: قطعا نظر نهایی جوانان مشارکت همان نظر نهایی حزب است؛ .......
پانوشت۲- چهرهای غیر حزبی نیر طرفدانی دارند .......

لطفا در نظرسنجی این وبلاگ شرکت کنید
آیا جامعه ایرانی به دموکراسی نیاز دارد؟
1-ادعای اسلام گرایی حکومت و ترجیح دادن تعهد به تخصص طی سی سال گذشته ضربات جبران ناپذیری به پیکر میهن وارد ساخته است.نمونه های فراوانی را می توان سراغ گرفت که بدون آگاهی کامل در مسئولیتی قرار می گیرند که هر چند در نیتشان تردیدی نبوده، اما عملکردی رو به انحطاط داشته اند
2- هرچند تناقضاتی چون شیعه – سنی در ایران صدها سال است که وجود دارد، اما این مسئله هنوز حل نشده و هر بار در دولتهای همسایه سنی نشین،اهل سنت یا کردها قدرت گرفته اند ، مشکلات دولت مرکزی ایران بیشتر شده است. اما ویژگی های دوران جدید هرچند با عث شده جوان آگاه ایرانی بهاییت را نقد و وهابیت را مسخره کند اما به طور روز افزونی حامیان سکولاریسم بیشتر و بیشتر شده اند. تا جایی که مسئولان از شنیدن واژه رفراندوم، رعشه بر تنشان می افتد. حضور شصت در صدی دختران در دانشگاهها نیز تناقضی به نام مرد-زن ایجاد کرده که هر چه بگذرد بر حامیان آن افزوده خواهد شد. به خصوص که این بار بر خلاف دانشجویان کمونیست، قدرتهای جهانی از این زنان حمایت می کنند و حکومت جرئت زندانی کردا آنان را ندارد
در این مورد بیشتر خواهم نوشت ضمن آن که سوالاتی دیگر نیز در این بحث وارد می شود
آیا ایران قابلیت پذیرش دموکراسی را دارد و آیا اصلاح طلبان توانایی این انتقال را دارند؟

اول این دو تا خبر را بخوانید
من هم می دانم شرایط زندگی و حکومت در ایران متفاوت با بسیاری دیگر از کشورهاست. نگاه سنتی جامعه ایرانی نسبت به مقوله حضور زن در اجتماع که در سالهای اخیر (30 سال اخیر!!) توسط حکومت هم ترویج و تبلیغ می گردد، باعث شده قشر مظلوم زنان با وجود آن که هفتاد درصد جامعه دانشگاهی را تشکیل می دهند ، حتی سهم پنج درصدی در سطوح مدیریت عالی کشور نداشته باشند. البته که نتیجه چنین روندی محدودیت ورود و تبعیض آمیز به نفع پسران می گردد(در این مورد که پسران محصل دانشگاههای ایران نیز اکثرا جذب مشاغلی بی ربط به تحصیلشان می شوند نیز شکی نیست که نیاز به مجالی فراخ تر و اطلاعاتی گسترده تر و تحلیلی جامع تر دارد)
اما آیا زنان ایرانی محلی برای نمایش توانایی های خود دارند؟
پیشنهاد من عضویت در احزاب مدرنی است که در اندیشه و عمل قایل به جنسیت نیستند. هرچند طبیعی است به عنوان عضو و هوادار یک تشکیلات سیاسی حضور در آن مجموعه را تبلیغ کنم، اما آنچه مرا در نگارش این نوشتار مصر تر می کند تاکید اکثریت قریب به اتفاق حزب به تبعیض مثبت است. مسئله ای که باید با حضور تمام اقشار نسوان جامعه ، به خصوص نخبگان-هنرمندان—داتشجویان – فرهنگیان و ... و سهم خواهی آنان (که در فرایند یک حزب امری مذموم نیست) در انتخابت ریاست جمهوری آینده پیگیری شود که اگر حتی اصلاحیون به دولت نرفتند، می توان حتی در دولت اقتدارگرایی مثل احمدی نژاد جایی برای مدیریت زنانه جستجو کرد .(همانطور که احمدی نژاد دستور حضور نسوان را در ورزشگاهها صادر کرد) حتی اگر این زن فاطمه رجبی باشد
در این مورد بیشتر خواهم نوشت