تبليغاتX
خاتمی باید بیاید - اینجا چراغی روشن است
آنچه یافت می نشود - آنم آرزوست
 اینجا چراغی روشن است

3-     دقت در آمار وجود ندارد.... این را همه می دانیم اما این بار حسین میربهاری که بچه های ان-جی اوعمو حسین صدایش می کنند، با اشاره به ثبت نهصد هزار کارگاه در سال 85 و تخمین دو کودک در هر کارگاه ، آمار کودکان کار را یک میلیون و هشتصد هزار نفر تخمین می زند

4-      تاريخ چه مي گويد؟ در اواخر قرن هجده در بریتانیا صاحبان کارخانه های نساجی بچه های یتیم و کودکان خانواده های فقیر را از سراسر کشور گرد آوری کردند و آنها را تنها در برابر نگهداری از آنان به کار گرفتند. در بعضی موارد کودکان پنج و شش ساله وادار به سیزده تا شانزده ساعت کار در روز می شدند. اصلاح طلبان اجتماعی از سال 1802 سعی در اعمال محدودیت های قانونی به اشکال وخیم کار کودکان شدند. اما حتی در حوزه اعمال فشار برای وجود قانونی در راستای ساعات کار کودکان یا حداقل سنی کار بسیار کمی انجام شد. شرایط بسیار بدی که به بچه های متکدی تحمیل میشد به سرعت به شرایط عادی در استخدام کودکان گشترش پیدا کرد. کار کردن کودکان در مشاغل پر زحمت و پرخطر نظیر کار در معادن، از طرف کارشناسان اجتماعی، مذهبی و سیاسی نادیده گرفته می شد، که نتایج اجتماعی آن شامل بی سوادی، بی نوایی بیشتر خانواده های فقیر و گسترش بیماری و افزایش کودکان فلج و ناتوان بود.سراسیمگی اجتماع برای بهبود و اصلاح این وضعیت به طور مداوم افزایش یافت. اولین قانون در خور توجه در بریتانیا در 1878 وضع شد که حداقل سن استخدام شونده به ده سال رسید و کارفرما مجبور بود از کودکان بین ده تا چهارده سال بصورت نیمه روز یا یک روز در میان استفاده کند. بعلاوه تصویب شد کودکان بین چهارده تا هجده سال حداکثر دوازده ساعت در روز می توانند به کار گرفته شوند که دو ساعت از این زمان نیز به تنفس برای غذا و استراحت اختصاص می یافت

5-     مي توان فهمید که حدود ۵ /۱ ملیون کودک زیر پانزده سال در ایران کار می کنند. از مجموع دو میلیون کارگاه سطح استان تهران، تنها کارفرمایان ۵۰۰ هزار کارگاه حق بیمه پرداخت می کنند. خود این اظهار نظر نشان می دهد ۵ /۱ میلیون کارگاه فقط در سطح استان تهران وجود دارند که وزارت کار نظارت و کنترلی بر آنها ندارند و گر تنها ده درصد از این کارگاهها ، هر کدام فقط یک کودک و نوجوان کارگرداشته باشند، حدود ۱۵۰ هزار کودک و نوجوان کارگر در سطح استان تهران کار می کنند که زیر پوشش هیچ بیمه ای قرار ندارند.در همين جمعيت دفاع كودكاني هستند كه كارهاي سخت صنعتي با حقوق باور نكردني هفت تا داه هزار تومان در هفته را انجام مي دهند.

6-     کودکان واکسی، کودکان قند شکن، کودکان فال فروش، کودکان زباله گرد، آدامس فروش، سیگار فروش، نمک فروش، مواد فروش، فروش مشروب، بادکنک فروش، پلاستیک جمع کن، چرخی بازار و باربر، کرکره روغن زن مغازه ها، گل فروش سر چهارراه ها و البته و متاسفانه تن فروش- قسمتی از کودکان کار را تشکیل می دهند که البته در این تخمین به آنها اشاره ای نشده است.. تازه می توان به اینها دخترانی که در خانه مجبور هستند از  خواهران  و برادران کوچکش  نگهداری کند تا والدینش اش کار کنند را اضافه کنید.

7-     خود شما چگونه با چنين كودكاني برخورد مي كنيد: آيا بيشتر از جنسي كه خريده ايد به آنان پول مي دهيد؟ «ترحم» اثر بدي در نا خودآگاه آنان مي گذارد. چون نگاه از بالا به پايين است، چون كودك را پست فرض كرده ايد. آيا به او توهين مي كنيد: «تحقير ؟» اين باعث شنيدن توهين متقابل مي شود. اصلا پرخاشگري اين بچه ها بيشتر يك ابزار دفاعي است. شايد هم بي هيچ واكنشي از كنارشان عبور مي كنيد. اين هم برخورد مناسبي نيست. فروغ فرخ زاد مي گويد : «مردن هرگز به تلخي فراموشي يك بودن نيست»

8-     البته کسی که برای آموزش (و نه کمک اقتصادی)پیش پدرش یا کس دیگری مشغول است ، کودک کار محسوب نمی شود. کار را چیزی تعریف می کنیم که مانع رشد طبیعی کودک شود و طبق تعریف جهانی بالای 7 ساعت کار در هفته یعنی کار کردن

9-     در هر ثانیه یک کودک در جهان  نفر می میرد .... وقتی از مرگ یک انسان صحبت می کنیم ، یعنی یک قتل اتفاق افتاده، ولی وقتی از مرگ میلیون ها انسان صحبت می کنیم ، فقط آمار ارائه داده ایم. اینها را لطفی می گوید. مددکار اجتماعی مجموعه. و به چند شب قبل اشاره می کند که در جستجوی یکی از کودکان که گم شده بود ، وقتی به کلانتری ها مراجعه می کردند ، پاسخ درستی نمی شنیدند چون کلانترهای شهر به مسائل مهمتری مثل اسید پاشی و سرقت مسلحانه مشغولند ...

10- فرزانه ، مژگان ، سمیرا ، سمانه و سمیه ، در یک روز تابستانی به مجموعه آمده اند تا در کلاس خوش نویسی شرکت کنند. فرزانه پانزده ساله است و کلاس سوم. پزشکی را دوست داشته اما حالا می خواهد فقط از پس خودش بربیاید، مژگان سیزده ساله است و.مهندسی کشاورزی را دوست دارد، سمیه که معلمی را دوست دارد سمانه شانزده ساله است و دوست دارد متخصص و جراح قلب و عروق شود. سمیرا هم بازیگری را دوست دارد. جمع شادی دارند. خیلی شاد

11- رضايي‌فر -معاون دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در گفتگو با ایسنا جنسيت 97 درصد پذيرش شدگان را «پسر» اعلام می کند و 35 در صد آنان را بی سواد .

12-  اما درجمعیت دفاع تقریبا تعداد دخترها و پسرها برابرند.آنها این مجموعه را دوست دارند مثلا سمانه یک سال به اینجا می آمد بدون آن که کلاسی برود. پنجم دبستان را خوانده بوده و هنوز اول راهنمایی راه اندازی نشده بوده! در روزگاری که دانش آموزان همه از درس و مدرسه فراری اند، چه شده که تا این حد اینها مجموعه را دوست دارند و حتی روزهای تعطیل هم به مجموعه می آیند؟

13- لطفی می گوید : «ما به بچه ها کسی نمی دهیم، ما در مورد آنها قضاوت نمی کنیم. یک کودک مهاجر با دو جرم در ایران به دنیا می آید : ورود و اقامت غیر قانونی. اما ما چنین دیدی نداریم . ما حق شان را به آنها می دهیم. ما یک خیریه نیستیم. البته از خیلی ها کمک می گیریم. حتی از دولت. ولی برای مستقل ماندن ، به توافق نمی رسیم. ما تنها چیزی که به آنها می دهیم یک فضای امن است. برای ما ملیت ، نژاد ، رنگ و مذهب اصلا اهمیتی ندارد»

14- مهمترین مشکل اینNGO      نداشتن یک مکان مناسب است. همان زمانی که مصاحبه می کردیم موش بزرگی به اندازه یک گربه از بین پاهی ما رد می شد: «اسمش آلکسه!!» این را «عمو فرهاد » می گوید که دختر ها خیلی دوستش داشتند و البته همه معلمان مجموعه را دوست دارند. اما این تنها مشکل نیست .کلاسها اصلا استاندارد نیست. وضعیت دفتر از کلاسها اسفناک تر است. تازه محلی ها هم هستند . کسانی که چند  بار دیوار و شیشه مجموعه را شکسته اند. شاید چون بسیاری شاگردان مجموعه افغانی هستند.امنیت اینجا وجود ندارند. دختران شاد وقتی از امنیت محل صحبت می شود ، صدایشان می لرزد . تازه در آبدارخانه فقط اندازه چهار نفر ايستاده جا هست. فقط چهار نفر!ايستاده... و البته فقط چهار تا ليوان براي چاي!!

15- «همانا انسان را كرامت بخشيديم»

16- در مورد بزرگترها حق گرفتنی است . اما در مورد کودکان ، حق دادنی است

17- مي توان به چنين موسساتي كمك كرد. اما اصولي دارد كه لازم است اين اصول زير پا نرود: «ما معتقديم اين حق بچه هاست» ياد شعار گل آقا مي افتم: شادي حق بچه هاست . به حقوق بچه ها احترام بگذاريم! «در ردجه اول خود بچه ها هستند كه تصميم مي گيرند به چه چيزي نياز دارند» آنها حاضر به حضور كودكان در تبليغات هم نيستند:‌«كودك ابزار ما نيست و خط قرمز ما اين است كه از حق كودك چشم پوشي كنيم» اما قطعا احتياج به مكاني مناسبتر وجود دارد. اين جملات دقيقا خطاب به تمام مخاطبان اين صفحه است

18- در تهران به جز بهزيستي ،‌متولي دولتي اين قضيه ،‌ پنج  ان -جی - او   فعاليت قانوني دارند. جمعيت تلاش براي جهاني شايسته كودكان ، انجمن حمايت از كودكان كار ، كانون فرهنگي – حمايتي كودكان كار ، خانه كودك شوش ، و همين جمعيت دفاع از كودكان كار

19- در ابتداي اين گزارش وقتي بعضي مسئولينNGO   گفتند هيچ شغلي جز كاركردن در اين مجموعه ندارند و زندگي خود را صرف كودكان كردم ، برايم باور ناپذير بود ، اما وقتي از مجموعه خارج  مي شدم ، حسرت كار در آنجا در وجودم ، وجود داشت. لحظاتي بود كه دوست داشتم گريه كنم و دست تك تك اعضاي آن جا را ببوسم.بسياري از قسمتهاي بالا پياده شده ي نوار گفتگو با حسين ميربهايي و لطفي ، دو نفر از اعضاي جمعيت دفاع بوده كه اگر در قسمتهايي براي پرهيز از تكرار نامها حذف شده ، پوزش مي طلبم.

|+| نويسنده مرد آزادی در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  |
 
 
بالا