سفر مشهد كه فته بودم دو تا اتفاق جالب برايم رخ داد. البته بهانه اين نوشته حرفي بود كه روزهاي آخر يكي از دختران بسيجي به من گفت : «شما حرمت رییس جمهورتون را نگه نمي داريد!»
اولي وقتي بود كه در صحن اعراب نشسته بودم. قبلا و در سفر حج متوجه محبوبيت آقاي رييس جمهور در ميان اعراب و به خصوص شيعيان شده بودم.اين بار نيز شروع كردم به صحبت و از همه جا حرف شد و تا صحبت رسيد به پولوتيك ، ديدم با چه شوري از پرزيدنت ايران صحبت مي كند كه شجاع است و از مواضعش كوتاه نمي آيد و بايد الگويي براي جهان اسلام باشد
دومي همان روز سر نهار در رستوراني در مشهد بود. در ظرف غذا يك تكه شيشه بود. پسر لاغر ريقويي !! 14- 15 ساله مشغول گارسوني بود! صدايش كردم و شيشه ها را نشانش دادم ! يك نگاهي به شيشه كرد و خيلي جدي !!(كه از آن لباس و سن و هيكل بر نمي آمد) گفت پيگيري مي شه!! جلوي خنده ام را گرفتم، تا رفت خواهر كوچكم كه اصلا سياست را دوست ندارد و گوش نمي دهد، برگشت و گفت :«احمدي نژاد!!»
احمدي نژاد براي او نماد لاف آمدن و حرف گنده تر از دهان زدن بود.
احمدي نژاد كدام است؟
به اين سوال شما جواب بدهيد

|
+| نويسنده
مرد آزادی در شنبه بیست و نهم تیر 1387
|