تبليغاتX
روزهای ایرانی
روزهای ایرانی
من اینجا بس دلم تنگ است ... و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ...
میرحسین برنده شده است
۱- به خیابان می روم . جلوی روزنامه فروشی محل . زنی مسن با ظاهری آراسته به کیوسک روزنامه فروش اصرار دارد که تصویر مهندس موسوی را به شیشه مغازه اش بچسباند. می گوید تا به حال رای نداده است. اما حالا خسته شده است. در دلم احساس شادمانی می کنم.

۲- روزنامه فروش از آن آذری های باحال است. می گوید ما عاشگ میرحوسینیم آما شهرداری نمی زاره! می گوید در روستای آنها همه به میرحسین موسوی رای می دهند.

۳- خودرویی با روبان سبز از برابر دیدگانم می گذرد

۴- یکی از حامیان راستگرا می گوید: به هر خادمی فحش می دهند و محمود نیز خادم بود... می گوید به خودروهایی که عکس رضایی را می زنند ۳۰۰۰۰ تومان و به خودروهایی که سبز می زنند ۱۰۰۰۰ تومان می دهند. دیروز هم راننده خوش باوری آمده بود پولش را بگیرد. وقتی می فهمند این ها شایعه راستگراها بوده ٬ به دروغگو فحش می دهند.

۵- من خوشحالن . نمی دانم ۲۳ خرداد چه می شود اما می دانم ۲۲ خرداد خوشحال خواهم بود از کار بزرگی که کردم

۶ در نظرسنجی یکی از مهمترین سایتهای احمدی نژاد ٬ برای اولین بار اقرار کرده بودند درصد رای دارد

|+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 13  توسط ميثم   |